Thursday, August 11, 2016
Home »
» مختصري از سخنان منتشر نشده منتظري با هيات مرگ قتل عام 67
مختصري از سخنان منتشر نشده منتظري با هيات مرگ قتل عام 67
مقدمه
انتشار نوار سخنان تكاندهنده منتظري جانشين وقت خميني در ملاقات با اعضاء” كميته مرگ” در 28 سال پيش(24 مرداد 1367) ابعاد جديدي از قتل عام زندانيان سياسي در سال 1367 را فاش مي كند و نشان مي دهد سركردگان رژيم از ابتدا تا كنون بايد بخاطر فجيع ترين جنايت عليه بشريت در مقابل عدالت قرار گيرند
در اين نوار منتظري كه به خاطر همين اظهارات از سوي خميني عزل شد، خطاب به اعضاء كميته مرگ متشكل با حسينعلي نيري(قاضي شرع)، مرتضي اشراقي(دادستان)، ابراهيم رئيسي(معاون دادستان) و مصطفي پور محمدي(نماينده وزارت اطلاعات) صحبت مي كند
هم اكنون مصطفي پور محمدي وزير دادگستري روحاني و حسينعلي نيري رييس دادگاه عالي انتظامي قضات است. ابراهيم رئيسي، عضو خبرگان ارتجاع و يكي از بالاترين آخوندهاي حكومتي است كه تا چند ماه پيش دادستان كل رژيم بود. وي بتازگي از سوي خامنه اي بعنوان رئيس آستان قدس رضوي منصوب شده است
اظهارات منتظري يك سند انكار ناپذير مبني بر لزوم محاكمه مسئولان قتل عام سال 1367 يعني سردمداران رژيم آخوندي به اتهام جنايت عليه بشريت مي باشد. به بخش كوچكي از آن توجه كنيد
خلاصه اي نوار مكالمه منتظري با هيات مرگ
منتظري به هيات مرگ: به نظر من بزرگترين جنايت كه در جمهوري اسلامي شده و در تاريخ ما را محكوم مي كنه، بدست شما انجام شده، و شما (را) در آينده جز جنايتكاران تو تاريخ مي نويسند
شخص احمد آقا پسر آقاي خميني هم از سه چهار سال قبل هي مي گفت، مجاهدين از روزنامه خوا نش و ازمقاله خوانش و از اعلاميه خوانش همه بايد اعدام شن
منتظري به هيات مرگ: چندين سال شخص آقاي نيري (يا) اين قاضي اون قاضي، تو اين شهر، تو آن شهر . يكي را محكوم كرده به 5سال، يكي محكوم كرده به6 سال يكي را محكوم كرده به 10سال يكي را محكوم كرده به 15 سال، خب اينكه حالا ما بيايم بدون اينكه فعاليت تازه باشه، بگيريم اين ها را اعدام كنيم، اين معني اش اينكه ما همه مون (...) خورديم. همه دستگاه قضايي ما غلط بوده، معني اش اين نيست
منتظري: من از آن جريان تا حالا باور كنيد، شبي نيست كه دو سه ساعت فكرم ناراحت (نباشه) و خوابم نمي بره ، سه چهار ساعت فكر مي كنم، كه ما جواب خانواده هاي (اعداميها را) چي بايد بگيم
منتظري: اين همه گفتيم جمهوري اسلامي و اينها، اين همه گفتيم شاه و رضا خان اعدام كرد، چقدر شاه اعدام كرد؟ اعدام هاي خودمان رو با اعدام هاي آنها حساب (مقايسه) بكنيم
از نامه منتظري به خميني: ... مسئول اجراي فرمان مهم (قتل عام) حضرتعالي (هستيد) كه به دماء (خون) هزاران نفر مربوط است
منتظري به هيات مرگ: (گفتند) خواهرش هم متهم است؛ رفتند و خواهرش را هم آوردند، خودش را اعدام كردند، از خواهرش پرسيدند آيا بهش (برادرت) علاقه داري؟ گفت خوب من نسبت به اينها علاقه دارم، دختر 15 سال يا 16 سالش بود، گفتند حالا چون برادره اعدام شده، اين يك دختر را هم اعدام كنيد! شما در مقابل جواب دادن چي ميگين؟
منتظري به هيات مرگ:.. از امام حسين حداقل شرم كنيد
منتظري:(من مي خوام) 50 سال ديگه در مورد اقاي خميني قضاوت نكنند بگند خميني چهره خون ريز سفاكي بوده! من مي خوام در تاريخ اينطور نشه! جهره ولايت فقيه ما كريه نشون داده نشه و سفاك نشون داد نشه!
منتظري به هيات مرگ: اينگونه «قتل عام» بدون محاكمه آنهم نسبت به زنداني و اسير، آنها اسير شما بودند، قطعا در دراز مدت به نفع انهاست و دنيا ما را محكوم ميكنه و انان را بيشتر به مبارزه مسلحانه تشويق ميكنه. مبارزه با فكر و ايده از طريق كشتن غلط است. شخص نيستند اينها يك فكر و ايده دارن، يك روش يك منطق (دارن) و منطق غلط، با كشتن حل نمي شه بدتر ميشه
منتظري به هيات مرگ: مجرد اينكه اگر انان را ازاد كنيد به منافقين ملحق ميشوند موجب صدق عنوان محارب و قاضي بر انان نمي شود.
منتظري: اقاي موسوي اردبيلي تو نماز جمعه ميگه، همه بايد اينها اعدام ميشدند،... بعد هم در نماز جمعه اش هم ميگه زنداني منافق اعدام بايد گردد
منتظري: اعدام آنان بدون فعاليت جديد، زير سؤال بردن همه قضات و همه قضاوتهاي سابق است.كسي را كه به كمتر از اعدام محكوم كرده ايد ، به چه مناسبت اعدام ميكنيد
منتظري : من چندين نفر از قضات عاقل و متدين را ديدم كه ناراحت بودند و نمونه هاي زيادي را ذكر ميكردند كه بي جهت حكم اعدام امضاء شده است
منتظري: مجاهدين خلق اشخاص نيستند،(فكر مي كنند)، اين يك خان (كه) مي زنيمش مي كشيمش خلاص مي شن/ اما اين (ها) شخص نيستند، اين فكره اين منطقي است كه حنيف نژاد و نميدونم كي، اينها القاء كردند، ... اينكه داره جونشو فدا مي كنه، انتحار مي كنه بالاخره معتقده ديگه باباجون! ... مجاهدين خلق اشخاص نيستند،يك سنخ فكر و برداشتند، يك نحو منطقند، و منطق غلط را بايد با منطق صحيح جواب داد ، با كشتن حل نميشود، بلكه ترويج ميشود
منتظري: من يه روز خدمت امام گفتم كه محارب زن اگه باشه نبايد اعدام كرد و بسياري از فقهاي ما همين را گفتند، منتهاش آقاي خميني گفت: «نه
يك نفر از هيئت مرگ به منتظري: در مورد دختر ها باز خدا شاهده كه تا انجا كه مي تونستيم، چونه زديم، منكه اعصابم قويه، واقعا خيلي قويه، من پريروز كه فقط دختره رو ديدم......... كه (زير شكنجه) داغون شده بودم، به التماس افتاديم كه اين دو خط رو بنويسه و ما بگيم برگرده زندان... اگه اين فقط مي نوشت كه «چون سازمان محارب منافقين، با اين نظام داره مبارزه ميكنه و اينجانب اگر چه اعتقاد به اين نظام ندارم، ولي چون اعتقاد به مبارزه با نظام هم ندارم، لذا از سازمان جدا شدم» اين را ما كنار مي گذاشتيم (اعدام نمي كرديم)، يعني حتي به اين هم اكتفاء كرديم «ولي» در تمام اين موارد (حتي اين را هم ننوشتند
منتظري رو به هيات مرگ: آقا (خميني) خيال ميكنند، يا شما خيال ميكنيد با اين كارتان انقلاب را تضمين ميكنيد، من عقيده ام اينه كه ما اگه يه نفر مظلوم توش (در قتل عام) باشه انقلاب ما شكست مي خوره، الملك يبغي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم
ا منتظري رو به هيات مرگ: اين قدر كه شما داريد مي كشيد، شاه نكشت. خيال مي كرديم. مي شد به اينجاها (قتل عام) نرسونيم، گردن لاجوردي خورد بشه
منتظري رو به هيات مرگ: ما يك زنداني رو تو زندان هرچي تونستيم بهش فشار آورديم (شكنجه كرديم). آخر كار هم كه اومد بيرون، نه تو دانشگاه راهش داديم ،نه كار بهش داديم، نه برخوردمان باهاش خوب بود، هر روز مزاحمش بوديم، خوب چه خاكي به سرش كنه. تو دانشگاه راهش نميدهيم،كاربهش نميديم، من نامه داشتم؛ از يكي استانهاي، كهگليويه نوشته من يه معلم بودم، براي يه اعلاميه منو بردن 16 ماه زندان در شيراز، بعد كه آزاد شدم ديگه راهم ندادند هرچه گفتم آخه من ديگه نيستم جزو اينها. رفتم ساندويچ فروشي باز كردم، ساندويج فروشي ميكنم حالا هرچي ميرم اجازه كسب بگيرم، ميگن نه تو چون 16 ماه زندان بودي،ساندويچ فروشي هم به من نميدن اجازه، خوب اين چه خاكي به سرش بكنه. ناچار
منتظري رو به هيات مرگ: .. وشما الان فكر بكنيد... يه ماه ديگه ،دو ماه ديگه بالاخره درب زندانها باز ميشه، بالاخره جواب مردم روچي ميدين؟... مثلا باختران (گور جمعي قتل عام شدگان در خاوران) ،تهران،.......خوب اين يه عقيده است، براي عقيده چرا اعدامش كرديد
منتظري رو به نيري از هيات مرگ: (سوال يك مادر) تو آقاي نيري كه اين بچه منو (به اعدام) محكوم كردي به چه مناسبت؟.......هيچ جوابي نداري تو
منتظري: حالا حضرت آقاي نبوي كسي كه شما محكومش كرديد به 10 سال چرا اعدامش كرديد؟! جواب بديد؟....بايد بگيد آقاي خميني نوشته (فتوا داده)....(بايد بگيد) وزيراطلاعات گفته
يك نفر از هيات مرگ به منتظري: (آقاي منتظري) شما اينو مطمئن باشيد اگر گروه ديگري غير از ما بود، آمار (اعدام ها در) تهران مطمئنا سه برابر بود
منتظري به هيات مرگ: (يكي مي گفت اعدام ها ) تو شهرها ... تو اهواز ميگفت خيلي افتضاح بود
منتظري به هيات مرگ: اين را مي دونيد كه اصفهان يك زن آبستن هم توش (توي قتل عام) بوده؟ در اصفهان يك زن آبستن هم اعدام شده
يكي از افراد هيات مرگ به منتظري: ما كه عرضه اينو نداشتيم كه جلوي حكم (قتل عام توسط خميني) رو بگيريم، مهم تلاشمون بود كه جلوي زياده روي وتند روي رو بگيريم
منتظري: من اگرخاطر شخص امام و انقلاب نبود، من نامه رو پخش مي كردم. ميدونيد كه چقدر بنفع دشمنانه؟
يك نفر از هيات مرگ به منتظري: ما به هرجهت مجبور بوديم اين حكم (قتل عام توسط خميني) كه پشتشم سفت بود را نگذاريم خراب بشه! زياده روي و تند روي و بي حساب و كتاب نشه!! (اما) الان تعداد زيادي خوب چيز (اعدام) شدند، ... خيلي زياد (اعدام) شدند
منتظري: حالا اگرصلاح ميدونيد ، ... به محرم امام حسين، به احترام امام حسين
يكي از افراد هيات مرگ به منتظري: هيچ كجا اجازه نميدادند، (حتي در) ايام محرم (اعدام قطع بشه)...(من) گفتم اين خلاف عرف ..(اما) اصرار هم بود اگه بشه (قتل عام) تمام بشه
منتظري به هيات مرگ: بدبختي داريم، دستگاه قضايي ما دست اينها افتاده، كه آقاي موسوي اردبيلي هنر كه ميكنه، (از خميني) سوال مي كنه كه حالا در مركز استان اعدام كنيم يا همين تو شهر خودشون
منتظري به هيات مرگ: آخه ماه محرمه ، ماه خدا و پيغمبره ، حداقل از امام حسين شرم بكنيد. ملاقات رو قطع كنيم و همينطور بيايم قصابي كنيم!! ... هيچ جاي دنيا همچين كاري هست!؟ پنجاه سال ديگه براي آقا(خميني) قضاوت كنند، بگن آقا يك چهره خونريز، سفاك و فتاك بود... هميشه كه ما سر قدرت نيستيم
(بعد درخواست منتظري از هيات مرگ كه حداقل در ايام محرم اعدام نكنيد
يكي از افراد هيات مرگ به منتظري:.. راجع به ماه محرم اگه اجازه بديد حاج آقا، ما يه تعداد ... از اينها الان توي سلولهاي انفرادي هستند، اگر الان نظر نديم و برگردونيم توي بند عمومي، اينا باز ابعادي داره ... اگر اجازه مي فرماييد (آنها را اعدام كنيم
منتظري: من هيچ اجازه اي نميدم
همان نفر: حدود 200نفر هستند،كه (بايد) اينها رو (در ماه محرم اعدام كنيم
منتظري: من با يكيش هم مخالفم. من با يكيش هم مخالفم
همان نفر: اينها انتحاري اند
منتظري: به من نگو اجازه بدين، شما خودتون مي دونيد،من نظر خودم رو به شما گفتم
يك نفر ديگر از هيات مرگ به منتظري: ...(اعدام ها) نيمه كاره است! نيمه كاره است! اگر (اعدام نشند ) و برگردند، نميشه ا
منتظري به هيات مرگ: من آنچه را میفهمم نمیتوانم نظرم را نگم. به انقلاب هم کمتر از شما اعتقاد ندارم...... دلم برای انقلاب میسوزد. به احمد آقا گفتم که دلم برای شخص آقای خمینی میسوزد که توي تاریخ فردا مي نويسند، آقای خمینی اینجوری بوده، حالا هم روزنامه ها ميگن، .... بعد در آینده مینویسند. مردم از ولایت فقیه داره چندششان میشود. من دلم نمیخواست ولایت فقیه به اینجا بكشد
درخواست
هم وطن عزيز
با اشراف نسبت به بخش كوچكي از واقعيت قتل عام 67 ما به عنوان يك انسان، يك ايراني و انساني آزاد و آزاده در برابر ستارگان شب سوز و آن دلاوران بي باك و آزاده در قتل عام67 وظيفه مشخصي داريم. اول اينكه تا هر جا كه مي توانيم مردم را نسبت به اين قتل عام مطلع كنيم و در گام بعد بايد كاري كنيم، به ارگان هاي بين المللي بايد نامه بنويسيم و از جامعه جهاني بويژه شوراي امنيت و شوراي حقوق بشر ملل متحد بخواهيم كه اين پرونده را به يك دادگاه ذيصلاح بين المللي ارجاع دهد و بايد با صداي بلند؛ تاكيد كنيم كه بي تفاوتي در برابر بزرگترين قتل عام زندانيان سياسي بعد از جنگ جهاني دوم با وجود اسناد و مدارك روشن، زير پا گذاشتن آشكار ارزشهاي شناخته شده حقوق بشر، صلح و دمكراسي است كه سازمان ملل بخاطرآن بنا شده است
عزيزان و دوستان گرامي
ما را در اين كمپين ياري كنيد تا پرده شب را دريده و شهر خفته را بيدار كنيم،
آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند رفتند و ندانست شهر خفته كه كيستند
پيروز باشيد







0 comments:
Post a Comment