به قلم علیرضا معدنچی
ماندگاری مجاهدین در توفان توطئهها و فتنههایی که بهخصوص طی بیش از یک دهه گذشته، سازمان مجاهدین در قلب و کانون آنها بوده، بسیار شگفتآور است، بهخصوص وقتی افزون بر ماندگاری، شاهد رشد و ارتقای مستمر آن هستیم و این پدیدهیی است که معجزه آسا مینماید. اما این «معجزه» در این سازمان، به یک روال تبدیل شده است. این روال که مجاهدین از پس هر ابتلایی، رویانتر و شکوفاتر و قدرتمندتر و منسجمتر بیرون میآیند و از شر کثیر، خیر عظیم درو میکنند. این واقعیت چنان نمایان است که دوست و دشمن به آن اذعان میکنند
آقای اندی یاوخ عضو هیأترئیسه پارلمان برلین در کنوانسیون جوامع ایرانیان در آلمان ـ برلین 13مهر 1392 ـ در این باره گفت
«این منعکسکننده کیفیت این جنبش است. نشاندهنده استعداد این جنبش برای مواجهه با چالشهایی است که در اداره کشور بعد از سرنگونی رژیم مذهبی، در مسیرش قرار دارند. این نشاندهنده قدرت اپوزیسیون ایران در جهان است و برملا میکند که چرا این قدر ملاها از آنها وحشت دارند
برای ارزیابی میزان و ابعاد قدرت این مقاومت، باید نخست، تصویری از ابعاد امکانات دشمن و همچنین ابعاد فشارهایی که برای درهمشکستن این مقاومت وارد میکند، داشته باشیم
رژیم آخوندی رژیمی است که از اختصاص تمام منابع و امکانات بیکران کشوری با غنای ایران، برای نابودی و ضربه زدن به دشمن اصلی و نیروی سرنگون کننده خود، یعنی مجاهدین، هیچ ابایی ندارد؛ کما اینکه بسیاری از توطئهها علیه این مقاومت را هم با زد و بندهای چند میلیارد دلاری از طریق قدرتهای غربی پیش برده است از قرار دادن نام مجاهدین در لیستهای تروریستی تا 17ژوئن و از مهیبترین بمبارانها، تا خلعسلاح ارتش آزادیبخش، از سپردن حفاظت اشرفیها به قاتلانشان و مزدوران عراقی رژیم، تا اعمال یکی از بیرحمانهترین محاصرهها و اعمال محدودیتهایی، بسا سختتر از هر زندان رسمی در دنیا، تا محاصره غذایی و دارویی و تا اعمال شکنجه روانی با 300بلندگو به مدت دو سال بهطور 24ساعته و شبانهروزی… و با 7فقره حمله و هجوم و کشتار، توسط نیروی مسلح پیاده و زرهی و حملات موشکی و سرانجام با قتلعام و اعدام جمعی
بهطور خلاصه، در یک طرف رژیمی است که چون فنای خود را در بقای مجاهدین و این مقاومت میبیند، با تمام قوا و با بهکار گرفتن همه ظرفیت خود در توطئه و ترور و کشتار و قساوت، کمر به نابودی مجاهدین و تشکیلاتشان بسته است. فشارها و توطئههایی که یک صدم آن اگر نه به یک جنبش و سازمان اپوزیسیون، بلکه به هر رژیم مقتدری وارد میآمد، آن را خرد و ساقط میکرد
در طرف دیگر اما، مقاومتی قرار دارد که با اینکه از ملأ و نیروی اجتماعی خود جدا شده، با اینکه در منتهای پراکندگی جغرافیایی است، با اینکه او را از سلاحش و قرارگاهش محروم کردهاند، با اینکه در یک محیط مسدود محاصرهاش کردهاند و… اما در اوج وحدت و انسجام، همچنان بیمحابا میجنگد و دشمنش را به ستوه آورده، آن را شقه و پاره پاره کرده، در دنیا رسوا و بیآبرو و منزوی ساخته و در سراشیب سرنگونی انداخته است
ماندگاری مجاهدین در توفان توطئهها و فتنههایی که بهخصوص طی بیش از یک دهه گذشته، سازمان مجاهدین در قلب و کانون آنها بوده، بسیار شگفتآور است، بهخصوص وقتی افزون بر ماندگاری، شاهد رشد و ارتقای مستمر آن هستیم و این پدیدهیی است که معجزه آسا مینماید. اما این «معجزه» در این سازمان، به یک روال تبدیل شده است. این روال که مجاهدین از پس هر ابتلایی، رویانتر و شکوفاتر و قدرتمندتر و منسجمتر بیرون میآیند و از شر کثیر، خیر عظیم درو میکنند. این واقعیت چنان نمایان است که دوست و دشمن به آن اذعان میکنند
آقای اندی یاوخ عضو هیأترئیسه پارلمان برلین در کنوانسیون جوامع ایرانیان در آلمان ـ برلین 13مهر 1392 ـ در این باره گفت
«این منعکسکننده کیفیت این جنبش است. نشاندهنده استعداد این جنبش برای مواجهه با چالشهایی است که در اداره کشور بعد از سرنگونی رژیم مذهبی، در مسیرش قرار دارند. این نشاندهنده قدرت اپوزیسیون ایران در جهان است و برملا میکند که چرا این قدر ملاها از آنها وحشت دارند
برای ارزیابی میزان و ابعاد قدرت این مقاومت، باید نخست، تصویری از ابعاد امکانات دشمن و همچنین ابعاد فشارهایی که برای درهمشکستن این مقاومت وارد میکند، داشته باشیم
رژیم آخوندی رژیمی است که از اختصاص تمام منابع و امکانات بیکران کشوری با غنای ایران، برای نابودی و ضربه زدن به دشمن اصلی و نیروی سرنگون کننده خود، یعنی مجاهدین، هیچ ابایی ندارد؛ کما اینکه بسیاری از توطئهها علیه این مقاومت را هم با زد و بندهای چند میلیارد دلاری از طریق قدرتهای غربی پیش برده است از قرار دادن نام مجاهدین در لیستهای تروریستی تا 17ژوئن و از مهیبترین بمبارانها، تا خلعسلاح ارتش آزادیبخش، از سپردن حفاظت اشرفیها به قاتلانشان و مزدوران عراقی رژیم، تا اعمال یکی از بیرحمانهترین محاصرهها و اعمال محدودیتهایی، بسا سختتر از هر زندان رسمی در دنیا، تا محاصره غذایی و دارویی و تا اعمال شکنجه روانی با 300بلندگو به مدت دو سال بهطور 24ساعته و شبانهروزی… و با 7فقره حمله و هجوم و کشتار، توسط نیروی مسلح پیاده و زرهی و حملات موشکی و سرانجام با قتلعام و اعدام جمعی
بهطور خلاصه، در یک طرف رژیمی است که چون فنای خود را در بقای مجاهدین و این مقاومت میبیند، با تمام قوا و با بهکار گرفتن همه ظرفیت خود در توطئه و ترور و کشتار و قساوت، کمر به نابودی مجاهدین و تشکیلاتشان بسته است. فشارها و توطئههایی که یک صدم آن اگر نه به یک جنبش و سازمان اپوزیسیون، بلکه به هر رژیم مقتدری وارد میآمد، آن را خرد و ساقط میکرد
در طرف دیگر اما، مقاومتی قرار دارد که با اینکه از ملأ و نیروی اجتماعی خود جدا شده، با اینکه در منتهای پراکندگی جغرافیایی است، با اینکه او را از سلاحش و قرارگاهش محروم کردهاند، با اینکه در یک محیط مسدود محاصرهاش کردهاند و… اما در اوج وحدت و انسجام، همچنان بیمحابا میجنگد و دشمنش را به ستوه آورده، آن را شقه و پاره پاره کرده، در دنیا رسوا و بیآبرو و منزوی ساخته و در سراشیب سرنگونی انداخته است






0 comments:
Post a Comment