مقدمه
از قيام 57 تاكنون 32 دوره به اصطلاح انتخابات شامل: همه پرسي، انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا برگزار شده است. دهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي و پنجمين دوره مجلس خبرگان رهبري نيز در هفتم اسفند94 به صورت همزمان برگزار مي شود. اين نخستين بار است كه برگزاري اين دو انتخابات. همزمان انجام مي شود
در اين نوشته تلاش شده است كه شرايط و روند تحولات در انتخابات94 و چشم اندازهايي كه در مسير اين انتخابات يا درپايان آن وجود دارد؛ توضيح داده شود چرا كه بنا به گفته تمامي سران نظام و آن چه كه روند حوادث و شرايط مي گويند؛ اين انتخابات مي تواند سرنوشت ساز باشد و اي بسا همان در برگيرنده همان لحظه مناسبي باشد كه مردم ايران سالهاست كه در انتظار آن لحظه شماري مي كنند
نگاهي به انتخابات 92
انتخابات اسفند 94 را بايد در ادامه روندي ديد كه از انتخابات 92 آغازشده است؛ لذا براي فهم پايه هاي انتخابات 94 مجبور هستيم كه گذاري به انتخابات 92 داشته باشيم
خامنه اي در دوران احمدي نژاد خيز برداشته بود كه خود را به صورت كامل يك دست كرده و شر باندهاي مقابل را كم كند ولي اين پروسه به دلايل متعدد شكست خورد و آثار ضعف در خامنه اي و طلسم شكستگي وي بيشتر و بيشتر برجسته شد. به همين دليل در انتخابات رياست جمهوري92 در يك آچمز بسيار خطيري قرار گرفت و به رغم هر تلاشي كه كرد؛ نتوانست برنده اين انتخاب باشد. علت شكست خامنه اي در سال 92 اين بود كه نمي توانست به نفرات باند خودش اعمال هژموني كرده و دهنه بزند يعني ديگر حرفش را نمي خواندند؛ قاسم سليماني كه سرگرده سپاه قدس براي صدور تروريسم در خارج از مرزها بود با جعفري رئيس سپاه با هم درگير شدند. جعفري مي گفت قاليباف و قاسم سليماني مي گفت سعيد جليلي و تا لحظه آخر هيچكدام به رغم دخالت خامنه اي ازحرف خود كوتاه نيامدند، لذا اين اختلاف مانع از اين شد كه مهندسي از پايين شكل بگيرد و خامنه اي نتوانست يك كانديداي واحدي در برابر روحاني معرفي كند و راي نيروهاي باندي خودش شكست و در گام نخست ناچار شد از بالا با شوراي نگهبان رقيب اصلي خود يعني رفسنجاني كه شاخص نظام بود را كنار بگذارد و قيمت بسيار سنگيني داده و يك استخوان به بزرگي رفسنجاني را لاي زخم نظام باقي بگذارد
روحاني در انتخابات92 راي بيشتري آورده بود و اگر خامنه اي مي توانست 250هزار راي روحاني را حذف كند؛ مي توانست او را به مرحله دوم برده و آنجا او را حذف كند. ولي خامنه اي با برآوردي كه در آن مرحله از ضعف خودش و شرايط انفجاري جامعه آن هم بعد از 8سال احمدي نژاد، داشت؛ احتمال تكرار قيام 88 را داد و حاضر نشد كه اين پر رنگ ترين مرز سرخ نظام را رد كند لذا به روحاني تن داد تا بتواند در گامهاي بعدي جلويش بپيچد ولي نمي دانست كه با تن دادن به روحاني يك تضاد كيفي جديدي وارد دستگاه نظام شده و نظام را دو سره كرده است
آشنايي با موقعيت باند روحاني ـ رفسنجاني
درانتخابات 92 روحاني در هم جبهگي با رفسنجاني از صندوق بيرون آمد. روحاني اولين كسي بود كه گفت خميني امام است و 24 سال مداوم نماينده خميني در شوراي امنيت و 16 سال دبير شوراي امنيت بوده است لذا وي در تمامي اين ساليان بدنبال حفظ نظام بوده است كه البته به اين مساله افتخار مي كند، روحاني با رفسنجاني به دلايل وجه اشتراكهايي كه داشته اند، در يك جبهه به اصطلاح «اصلاح طلبان » در برابر خامنه اي صف بندي كردند و اخيرا با واردكردن وزنه حسن خميني (نوه خميني) آن را به يك مثلث اصلاح طلبان ارتقا دادهاند. در اين مثلث، رفسنجاني يك وزنه سنگيني دارد همانگونه كه خميني گفت: «اگر رفسنجاني نباشد؛ ديگر نظام ولايت نمي تواند مطرح باشد»، حسن خميني هم كه داراي اسم و رسم مشخصي است و اسم خميني را يدك مي كشد، روحاني هم چه به لحاظ سوابق و چه بلحاظ موقعيت كنوني اش، يك وزنه سنگين به حساب مي ايد
براي شناخت اين باند توجه به چند نكته ضروري است
- اين باند به ويژه رفسنجاني، مطلقا خود را دلسوز و صاحب نظام ولايت فقيه مي دانند و تا بن استخوان به حضور و وجود ولي فقيه كه عمود ستون نظامست؛ معتقدند ولي حرفشان به خامنه اي اين است كه بايد اختياراتش را به باند آنها واگذار كرده يا سهم اساسي از هژموني در حاكميت را به آنها بپردازد و خودش در يك منصب «تشريفاتي» ولي امرمسلمين جهان باشد
- كليت نظام، سعی میکرد با آویختن به دستگیره اتمی و با بمب اتمی برای خودش تضمین بقا ایجاد کند ولي بعد از برجام دستش از این دستگیره رها شده، ولی هنوز به دستگیره دیگری بند نشده است. اين باند معتقد است كه براي بقا و استمرار حيات نظام، باید بهدنبال قلاب کردن رژیم به یک جای محکم باشیم. و این دستگیره محکم از نظر باند «تعامل با جهان» و قلاب شدن به غرب و مشخصاً آمریکاست. همچنين اين باند مي گويد: شرایط منطقهیی و بینالمللی تغییر کرده، ما هم در چنین دورانی قرار داریم و اگر وضعیت خودمان را متناسب با مختصات شرایط کنونی تغییر ندهیم، سرنگون خواهیم شد
- اين باند معتقد است كه علاوه بر اتمي در سايرزمينه هاي اجتماعي، منطقه اي و ... نيز بايد زهرخورد و با تعامل ومذاكره با غرب راه باز كرد و در عرصه اقتصادي نيز تحت عنوان «اقتصاد دانشبنیان» نقشه مسيري را ارائه مي دهند كه هدفش باز کردن راه برای سرمایهگذاری خارجی است و به تصریح روحانی تا در ايران سرمایهگذاری خارجی صورت نگيرد، هیچ مسألهیی از اشتغال تا بحران محیط زیست تا حتی مسأله «آب خوردن مردم» هم حل نمیشود. و روحانی به صراحت مي گويد كه: «تعامل با دنیا، راه ایجاد و ارتقای قدرت است»
- اين باند به دليل ضعف و درماندگي كامل خامنه اي و به دليل اينكه اهرمهاي جدي اعم از دولت و وزارت كشور و. . . را در دست دارد و به اعتبار وزنه سنگيني چون رفسنجاني، حسن خميني و. . . به هيچوجه قصد كوتاه آمدن در اين انتخابات و جا زدن در برابر خامنه اي را ندارد و اين پيامي است كه مستمرا به خامنه اي صادر مي كنند. رفسنجاني رو در روي خامنه اي مي گويد: «كساني كه حكومت را براي خودشان ابدي و مادرزادي به ارث حساب مي كنند اينها (در اوهام وتوهمات خود) تصورات ديگري هم مي توانند بكنند ولي دنيا ديگر قبول نمي كند»
- اين باند در سه زمينه با خامنه اي اشتراك كامل دارد: مرز سرخ قيام و مرز سرخ مجاهدين و اعدام وسركوب
- اين باند خواهد فرش را از زير پاي خامنه اي بكشد، ولي خامنه اي كه مار خورده و افعي هزار سر شده ايست به اين سادگي كوتاه نخواهد آمد؛ تناقض اين باند در اينجاست كه آنها اين بار نمي خواهند كنار كشيده و بازي را به خامنه اي واگذار كنند ولي از سوي ديگر مي دانند كه اگر خامنه اي جلوي آنها بيايستد و به آنها امتياز قابل قبول از سهم قدرت را ندهد، پاي طرف سوم يعني «قيام مردمي» و «مقاومت سازمان يافته» باز و به سرنگوني كل نظام ختم خواهد شد و اين بن بستي است كه اين باند با آن مواجه است
آشنايي با موقعيت باند خامنه اي
باند خامنه اي به اعتبار شخص خامنه اي كه صاحب اصلي نظام است و همه اقداماتش براي حفط نظام، يعني حفظ موقعيت خودش به عنوان ولي فقيه و عمود خيمه نظام است، درباره اين باند چند نكته وجود دارد
- اين باند؛ متعقد است كه نظام فقط با مثلث «سركوب» ـ «اتمي» ـ «صدور تروريسم به خارج» مي تواند خود را حفظ كند و به رغم اينكه سر اتمي از دست رفته است ولي همچنان معتقد است كه با دو پايه باقيمانده ديگر و هر ميزان كه از اتمي برايش باقي بماند؛ مي تواند لنگان لنگان و از اين ستون تا آن ستون، نظام را بيشتر حفظ كند. در زمينه اقتصادي نيز در مخالفت با سرمایهگذاری خارجی، صحبت از «اقتصاد مقاومتی» مي كند که معنای واقعی آن ادامه بساط چپاول و غارت بیت خامنهای و سپاه پاسداران است
- خامنهای، در همان دوره که احمدینژاد بیدنده و ترمز میتاخت شكست خورد. چرا که در آن دوره، هم 1000میلیارد دلار درآمد مالی داشت، هم بیدنده و ترمز و بدون دغدغه هر گونه پلمپ و برجام جلو میرفت و هم داشت نتایج دو جنگ عراق و افغانستان را بهلحاظ سیاسی درو میکرد. یعنی همه فرصتها و شرایط مناسب در دست او بود، ولی شکست خورد. یعنی خامنهای در زمانی که تاخت و تاز میکرد و در اوج بود؛ شکست خورد، اين شكست در قيام 88 به اوج خود رسيد و طلسم ولايت شكست
- آثار اين شكست منجر به شكست مهندسی خامنهای در سال92 شد و در انتهاي مسير يك سره شدن نظام در دوره احمدي نژاد، يك سر جديد به آن اضافه شد
- توافق اتمي و برجام، روی شکست استراتژی اتمي بنا شده است. آثار این شکست قبل از همه روي سر خامنه اي خراب شده است، البته خامنه اي تلاش مي كند كه از آثار این شکست فرار کند. آثار این شکست هم، یعنی حسابرسی از خامنهای. نه فقط باند رقیب که حتی ریزشیهای سرکردههای پاسداران در نامههایشان (با ادبیات خودشان) نوشته اند که اگر یک دلیل وجود داشته باشد که این رهبر، لیاقت و تدبیر ندارد و باید عزل شود، همین برنامه اتمی است بنابراين، وقتي كه خامنه اي در منتهي فلاكت و افلاس با زانوهاي خونين پاي جام زهر اتمي و برجام رفت؛ طلسم ولايت ديگر به صورت كامل شكسته شد و علاوه بر توليد سر دومي در نظام، بيش از هر چيز ديگر جناح خامنه اي را از هم متلاشي كرد به صورتي كه اعضاي پر و پا قرص اين باند از خامنه اي فاصله گرفته و هركدام از يك سو مي كشند، لاريجاني از يك طرف و موتلفه از يكطرف و دلواپسان از طرف ديگري مي كشند
- خامنه اي در خبرگان نيز موقعيتي خوبي ندارد چرا كه در وضع موجود خبرگان كه نمايندگان آن همه دستچين شده خودش هستند با انبوه مخالف روبرو مي باشد. واي به وقتي كه عده اي جوان تر وجديد تر بخواهند وارد مجلس شوند. از اين رو سقف خواست خامنه اي اين است كه مجلس بعدي هم مشابه وضع كنوني باشد و بتواند همان كنترل موجود را روي آنها حفظ كند و خلاصه خبرگاني باشد كه با او كاري نداشته باشد تا بتواند بدون مخالفت قانوني، با جنگ خارجي و سركوب داخلي مملكت را چرخانده و بيشتر دوام بياورد
- اگر خامنه اي در اين انتخابات در برابر باند مقابل كوتاه بيايد كاملا قافيه را باخته است و به قول خودش مسير سرنگوني تسريع مي شود و اگر بخواهد به ايستاد و از اهرمهايي كه در اختيار دارد استفاده كند؛ از «قيام مردمي» و «مقاومت سازمان يافته» مي ترسد و اين همان شرايط و جنگ جديد و با كيفيت جديدي است كه در اين انتخابات ايجاد شده است به عبارتي مي توان گفت كه ولي فقيه نيز در يك بن بست كامل سرنگوني قرار گرفته است
اين انتخابات در چه شرايطي برگزار مي شود؟
سوال اين است؛ ما در طول سالهاي گذشته شاهد تضادهاي جناحي بوده ايم و اين تضادها همواره وجود داشته است و الان هم وجود دارد و اين بار هم مانند ساير مواقع تكرار مي شود بحث بر سر تقسيم قدرت در كادر ولايت فقيه است و اين دعوا خيلي منطقي و مرسوم است و امروز هم مانند قبل شاهددور جديدي از اين درگيريها هستيم، همديگر را مي زنند و مي كوبند وي ته خط اين مردم ايران هستند كه سرشان بي كلاه مي ماند. خلاصه اين يك تب است كه فروكش مي كند و تمام مي شود
در پاسخ مي توان گفت؛ آن چيزي كه در اين مرحله مهم است و با گذشته تفاوت كيفي دارد؛ وضعيت كلي نظام است كه اين مساله را روشن و فرق آن را با گذشته مشخص مي كند؛ چرا كه ما الان يك حكومتي داريم كه تاكنون روي سه پايه سركوب ـ صدور تروريسم و اتمي سوار بوده و خود را حفظ مي كرده است ولي الان در پايهها و بنيادهاي استراتژيكياش دچار تكانهاي اساسي و جدي شده است
يكم. در باره اتمي واضح است كه به رغم امضاي برجام ولي در گام به گام پيشروي آن، با بحران روبروست به رغم اين كه خامنه اي پذيرفته و دستور داده كه مجلس تاييد كند و مجلس هم تاييد كرده است؛ ولي چون رژيم «ظرفيت زهرخوردن» ندارد؛ گام به گام كه جلو مي روند با تضاد برخورد مي كنند و اين به تشديد مخاصمات در درون باندها و بين دو جناح رژيم و در نهايت بين مردم و كل نظام ختم مي شود. چرا كه خامنه اي از عاقبت مسير زهرخوران اتمي؛ وحشت دارد
دوم. خامنه اي دلخوش به اين بود كه به رغم از دست دادن مساله اتمي، مي تواند اين خلاء و اين تضاد را با تسلط بر منطقه جمع و جور كند و به صورت مشخص تمركز خود را روي سوريه گذاشته بود كه هرطور شده آن را حفظ كرده و به اصطلاح ميخ قدرت و هژموني خود را در منطقه بكوبد. ولي خامنه اي به دليل شكستهاي پياپي در اين بحران نيز شكست خورده است و نه راه پس و نه راه پيش دارد، به رغم سرمايه گذاري سنگيني كه در اين ساليان در سوريه كرده؛ مجبور شده است 5هزار نيروي خلص سپاه بفرستد و هر روز كشته آن هم از بالاترين فرماندهان سپاه را بدهد
سوم. در زمينه سركوب نيز سرش به سنگ خورده است اين همه اعدام بي وقفه، اين همه اعتراضات سراسري، 16 آذر، خروش زندانيان و ... نشان داده است؛ كه سركوب، رفته رفته كارآيي خود را از دست مي دهد و اين همان چيزي است كه باند رفسنجاني ـ روحاني روي آن مستمرا انگشت مي گذارند و خامنه اي را از آن مي ترسانند
چهارم. در اين انتخابات، در گام نخست بين دو باند بحث بر سر تقسيم قدرت نيست بلكه بحران «بقاست» يعني اينكه چطور مي شود نظام را حفظ كرد؛ رفسنجاني مي گويد؛ «اين انتخابات يكي از سرنوشت ساز ترين در تاريخ نظام است. . . و شرايط اجرا بايد به صورتي باشد كه اميد مردم را تقويت و جامعه را براي خلق يك حماسه سياسي ديگر تشويق كند»، خامنه اي مي گويد با «پيچ خطرناك» روبرو هستيم، لاريجاني مي گويد در «گردنه هستيم»، ظريف مي گويد در «دوران گذار و انتقال» هستيم، جعفري رئيس سپاه مي گويد كه ما با «فتنه چهارم» روبرو هستيم، اخوند موحدي كرماني مي گويد: «انتخابات مهمي درپيش داريم هر دو مجلس مهم است اما خبرگان مهمتر تا اين رهبر اگاه دلسوز را داريم غم نداريم. . . اما تمام دغدغه ان زمان است كه خداي ناكرده براي معظم له اتفاقي بيافتد در آن صورت بايد حواسمان جمع باشد نگراني پيش نيايد و از انجا كه موضوع بسيار مهم است بايد احتمالات را از نظر دور نداشت»، احمد خاتمي مي گويد: «مي خواهيم انتخابات گرم شود ولي نگران هستيم كه نان سوخته در بيايد» پس به اعتبار گفتههاي سران همين نظام اين انتخابات در خطيرترين وضعيت ممكن درحال برگزاري است يعني نظام در شرايطي انتخابات را برگزار مي كند كه ذخاير استراتژيك خودش را خرج كرده است در گردنه است و در پيچ خطرناك و دوران گذار است و به قول جعفري با فتنه چهارم روبرو مي باشد
ششم. اين انتخابات درحالي برگزار مي شود كه خامنه اي يعني عمود خيمه نظام ولايت؛ هم ديگر آن خامنه اي سابق نيست، ولي فقيه شاخ شكسته و طلسم شكسته اي است كه ديگر پشمي به كلاهش نمانده است، دلواپسان و هم بانديهاي وفادار به خودش هم ديگر به حرفش گوش نمي كنند، و كارش به جايي رسيده است كه يك روز در ميان به صحنه مي ايد و حرف مي زند و حرفش هم پيش نمي رود و كسي هم برايش تره خورد نمي كند
هفتم. مساله حضور به اصطلاح گسترده مردم در اين انتخابات يكي از جدي ترين معضلات نظام است، رفسنجاني به صراحت مي گويد كه الان در دوره گذار و تعيين تكليف يا همان دوران سرنگوني هستيم و اگر ما در اين جا نتوانيم اين پيچ را رد كنيم سرنگون مي شويم و اينجا بايد كاري كنيم كه نا اميدي و سرخوردگي مردم از انتخابات پايين بيايد و بر همين اساس استدلال مي كند كه بايد با ايجاد يك مقدار فضاي باز در باغ سبز به مردم نشان بدهيم تا مشاركت فعال داشته و مشاركت گسترده مردم در انتخابات را عامل مشروعيت و حمايت مردم از نظام قلمداد كنيم. در هفت ماه قبل در نيروي انتظامي در معاونت اجتماعي يك قسمت تاسيس شده است تحت عنوان «كرسي ضريب امنيتي و اجتماعي» در اين قسمت كه همه از پاسداران قديمي هستند مساله انتخابات امسال را بررسي كردهاند و اينكه در اين انتخابات با چه تضادهايي مواجه هستند و به اين نتيجه رسيدهاند كه ضريب مشروعيت نظام خيلي پايين آمده است و مردم نمي خواهند شركت كنند و اميدي به اين نظام ندارند و ته خط به اين رسيدهاند كه اين موضوع ديگر تبديل به يك مقوله امنيتي (امنيت نظام و سرنگوني) شده است و آن را شوراي امنيت ارائه داده كه روي آن كار مي كنند و رفسنجاني هم براي عبور از اين پيچ مي گويد كه در ظاهر هم كه شده بايد فضاي ازادتري بدهيم تا مردم بيايند و شركت كنند
نتيجه
اين انتخابات در وضعيتي برگزار مي شود كه هر دو جناح روي سرنوشت ساز بودن انتخابات تاكيد مي كنند و نظام همه «بنيادهاي استراتژيك» خود را از دست داده و در بن بست است و نه را پس و نه راپيش دارد. در چنين وضعيتي رفتن پاي انتخابات براي نظام بسيار پر ريسك و پر خطر است و اساسا جايي براي بازي يا مانور وجود ندارد؛ چرا كه هر آن ممكن است كه اوضاع از دست در برود و قيام كه مرز سرخ هردو جناح است به وقوع به پيوندد، بنابراين انتخابات تبديل به يك پازل عجيب و غريبي شده است نه مي توانند انتخابات برگزار نكنند و نه مي توانند پاي عواقب ان بخوابند. اين كلاف سردر گمي در نظام شده است و دعا، دعا مي كنند تا به سلامت از اين گردنه رد شوند
انتخابات مجلس، قلوص دائمي نظام ولايت فقيه
در نظام و قوانين اخص ولايت فقيه، خميني به صراحت گفته است كه در حكومت اسلامي. چيزي به اسم مجلس و راي مردم را قبول ندارد، رابطه راي مردم با ولايت مطلقه فقيه يك رابطه «جن» با «بسم الله» است. بنابراين همواره انتخابات وبال گردن ولي فقيه بوده است و به اين نظام تحميل شده است. نگاهي گذرا به تاريخچه انتخابات مجلس نشان مي دهد كه تا كجا همين انتخابات قلابي براي نظام دست و پا گير بوده است
- مجلس دوم: در سال 62 به رغم اينكه خميني تمايل داشت كه نفرات نزديك به موسوي روي كار بيايند ولي عملا مجلس طرفدارهاي لاجوردي جلاد كه خامنه اي هم كه جزو آن باند بود و به اسم «راست سنتي» شناخته مي شدند؛ مجلس را گرفتند، همين مجلس كه مطلق مطيع امر خميني بود تبديل به يك قلوص براي خميني شد و در برابر خط خميني بر سر گروگانهاي آمريكايي كه مي خواستند در الجزاير معامله كنند؛ پيچيده بودند كه خميني ناچارشد تحت عنوان ولايت مطلقه روي آنها «نعره» بكشد و به آنها دهنه بزند و آنها را ساكت كند
- مجلس سوم: خميني براي اينكه بتواند نمايندگان دستچين شده خودش را وارد مجلس كند؛ حزب جمهوري را منحل كرد جامعه روحانيت را به دو گروه تجزيه كرد و مجاهدين انقلاب اسلامي را بست و به رغم تمام قدرتي كه در اختيارش بود، با يك تقلاي بسيار وسيع توانست طرفداران موسوي و رفسنجاني را در مجلس سوم حاكم كند
- مجلس چهارم: در اين دوره مجددا بگير و ببندهاي زيادي در پشت صحنه به راه افتاد و در تقلب گسترده و شراكت رفسنجاني و خامنه اي توانستند همه نفرات خط امامي را حذف كنند به صورتي كه حتي كروبي هم راي نياورد و حذف شد و موسوي خوينيها را هم به مجلس خبرگان راه ندادند. براي اجراي خط تصفيه، از شوراي نگهبان تحت عنوان نظارت استصوابي استفاده شد
- مجلس پنجم: رفسنجاني و خامنه اي يك سري اختلافاتشان بارز شده بود و بگير و ببندد مجددا شروع شد و اين بار خامنه اي تلاش كرد كه نفرات رفسنجاني را حذف كند و در نهايت از سي نفر كانديداي طرفدار رفسنجاني، اجازه نداد كه هيچكس كانديد شود، در انجا بود كه رفسنجاني با ترفندي حزب كارگزاران را به وجود اورد در انتخابات مجلس پنجم به رغم همه كارشكنيهاي خامنه اي توانست يك اقليت جدي را وارد مجلس پنجم كند. از دل همين مجلس پنجم بود كه به تدريج اوضاع از دست خامنه اي بيرون رفت و عناصر وزارت اطلاعاتي ان دوره تحت عنوان اصلاح طلب در دوره خاتمي سبز شدند
- مجلس ششم: با رو كردن دست خامنه اي در قتلهاي زنجيره اي و آبروريزي كه براي خامنه اي درست كردند؛ مجلس ششم توسط همان جناح اطلاعاتي كه به اصطلاح مدره شده بودند؛ پر شد. اين مجلس حسابي پاپيچ خامنه اي شد به صورتي كه بارها خامنه اي گفته است كه نمي خواهيم كه مجلس ششم تكرار شود.
- مجلس هفتم: در مجلس هفتم، خامنه اي تصميم گرفت كه به هر قيمت شده نظام را يكسره كند و درهمين راه بود كه خامنه اي با قلع و قمع ساير كانديدهاي رقيب توانست، نمايندههاي مجلس هفتم را تماما بانفرات خودش پر كرده و رياست آن را به مهره سرسپرده خودش حداد عادل بسپارد
- مجلس هشتم و نهم: نيز با مهندسي انتخابات اساسا با نمايندگان طرفدار خامنه اي پر شد تا خامنه اي بتواند با سهولت خط خودش را در سركوب و اتمي ومنطقه پيش ببرد
انتخابات مجلس دهم
انتخابات مجلس دهم در هفتم اسفند 94 برگزار مي شود. در اين انتخابات جناح خامنه اي به شدت درب و داغون است و ارزيابي آنها اين است كه نمي توانند خودشان را جمع و جور كنند و پيشاپيش مي دانند كه انتخابات و مجلس را بايد به طرف مقابل واگذار كنند
در اين دوره از انتخابات، جناح خامنه اي به دليل ضعف و طلسم شكستگي خامنه اي، اساسا به دو طيف گسترده تجزيه شده است: در يك جبهه، لاريجاني، ناطق نوري، ولايتي، موتلقه قرار گرفته و به رفسنجاني متمايل شدهاند و در جبهه ديگر يزدي و موحد كرماني و مصباح يزدي با هم متحد شدهاند كه از خط خامنه اي حمايت مي كنند
لاريجاني كه همواره خامنه اي چي بوده است و الان هم رئيس مجلس است به جناح رفسنجاني متمايل شده است، ناطق نوري كه در مجلس چهارم و پنجم رئيس مجلس بوده است و براي خود بار و وزني در اين نظام دارد، به لاريجاني نزديك شده است، حتي ولايتي كه مشاور هميشگي خامنه اي بوده است الان به سمت لاريجاني كشيده شده است، موتلفه نيز كه همواره با خامنه اي بوده الان به رفسنجاني متمايل شده است
براي خامنه اي در حال حاضر تنها مانده است جامعه مدرسين به رياست يزدي و جامعه روحايت مبارز به رياست موحد كرماني و دلواپسان نظام به رياست مصباح يزدي كه اينها نيز با هم متحد شدهاند
ريزش در جناح خامنه اي ادامه دارد و نفرات باند خامنه اي مي گويند كه نمي توانيم؛ جناح خامنه اي را جمع وجور كنيم و فاجعه اي در راه است و گفتهاند كه ما با اين حساب مجلس دهم را از دست خواهيم داد. از اين رو براي خامنه اي تنها وسيله اي كه براي حذف رقيب باقي مي ماند استفاده از اهرم شوراي نگهبان، قضاييه و بگير و ببندهاي سپاه است
بنابراين اگر خامنه اي دير بجنبد ياكم بجبند مجلس دهم را ازدست داده است و اگر بخواهد با استفاده از اهرمهايي كه دارد، آنها را قبل از انتخابات اره و خراطي و تصفيه كند، او مي ماند و باند مقابل و احتمالات قيام و تكرار داستانهاي 88 در مدار ديگر
انتخابات مجلس پنجم خبرگان
در هفتم اسفند 1394 همزمان با انتخابات مجلس دهم شوراي اسلامي، پنجمين دور انتخابات خبرگان نيز برگزار مي شود
مجلس خبرگان، دو وظيفه اساسي دارد يكي نظارت بر كار رهبري و ديگري تعيين جانشين براي رهبري بعد از مرگ وي مي باشد. در اين ميان بحث احتمال مرگ خامنه اي و اينكه مجلس بايد جانشين دلخواه را به جاي وي مشخص كند؛ با توجه به وضعيت جسمي خامنه اي قابل توجه ولي درجه دوم مي باشد ولي در اساس، همان وظيفه اول يعني نظارت بر خامنه اي در زمان حاكميتش تعيين كننده و مهم است. در اين ميان شاه قلوص خبرگان، رفسنجاني است اساس دعوا با شخص رفسنجاني است چرا كه درمجلسهاي قبلي يك مشكيني بود كه هر دو را كنترل مي كرد و بعد هم مهدوي كني بود كه تا حدودي رفسنجاني را مهار مي كرد ولي اگر الان رفسنجاني پايش به خبرگان برسد، اساسا جلوداري نخواهد داشت و مي تواند به صورت قانوني درست وحسابي پاپيچ ولي فقيه بشود و اين ترس اصلي از ورود رفسنجاني به خبرگان است
درانتخابات گذشته خبرنگان حتي كانديداها از دو برابر نمايندگان مجلس كمتر بودند. يعني در خيلي از استان ها، فقط يك كانديد بود و همان نفر هم بايد انتخاب مي شد يعني ميز طوري چيده شده بود كه نمايندگان تقريبا به صورت انتصابي وارد مجلس مي شدند (يعني مجلس خبرگان كه 86 نماينده دارد، حداكثر 136 نفر كانديد در انتخابات داشت) ولي دراين دوره رفسنجاني به جد مي خواهد كرسيهاي خبرنگان را تصاحب كند به عبارت ديگر آمده از اساتيد حوزه علميه قم و اخوندهاي به قول خامنه اي لائيك (ضد خامنهاي) استفاده كرده و مي خواهد تا 500 كانديد خبرگان معرفي كند چرا كه به قول فائزه رفسنجاني چون بگير و ببند زياد است، بايد آنقدر معرفي كرد تا دست طرف مقابل براي حذف بسته شود و اگر هم حذف گسترده كردند هم قيمت آن را بدهند و چون عملا نمي توانند همه را حذف كنند درته خط يك تعدادي برايشان باقي بماند
شوراي نگهبان و نقش آن درانتخابات
- شوراي نگهبان يكي از جدي ترين ابزار حذف كانديدهاست كه تماما دراختيارخامنه ايست
- اختيارات شوراي نگهبان كه الان مطرح است در يك جنگ و دعواي غير قانوني توسط خامنه اي به شوراي نگهبان داده شده است. چرا كه طبق قانون اساسي شوراي نگهبان فقط كارش نظارت است ولي از آن جايي كه خامنه اي مي خواست در مجلس چهارم و پنجم كانديدهاي غير مطلوب خودش را باكمترين هزينه حذف كند، اختيارات جديدي به شوراي نگهبان عطا كرد تا به اعتبار اين ابزار بتواند كانديدهاي رقيب را حذف كند. از اين رو قدرت شوراي نگهبان گسترش يافت و شوراي نگهبان اين قدرت را پيدا كرد كه تحت عنوان نظارت استصوابي نفرات را حذف كنند. (نظارت استصوابي يعني اينكه شوراي نگهبان مي تواند بررسي كند و اگر تشخيص بدهد كه كسي قلبا ولي فقيه را قبول ندارد مي تواند او را حذف كند)
- خبرگان بناست ولي فقيه را تعيين كند، ولي فقيه بايد شوراي نگهبان را تعيين كند و حالا اين شوراي نگهبان آمده و مي خواهد نمايندگان خبرگان را تعيين صلاحيت بكند، يعني ولي فقيه امده است با شوراي نگهبان كساني را وارد مجلس خبرگان مي كند كه قرار است بر كارش نظارت داشته باشند!
- اين تناقض جدي در كار شوراي نگهبان باعث جنگ و جدالي در درون نظام شد تا اينكه باندهاي مقابل ولي فقيه قبل از انتخابات مجلس ششم قوانيني براي انتخابات و نظارت شوراي نگهبان تعيين كردند و گفتند كه شوراي نگهبان نمي تواند همين طوري دلبخواه و كيلويي رد صلاحيت بكند بايد براساس يك اسناد و مداركي باشد و اين اسناد و مدارك بناشد توسط 4مرجع شامل: وزارت اطلاعات ـ نيروي انتظامي ـ قوه قضاييه و ثبت احوال تهيه و تاييد شود اين 4مرجع مداركي را به وزارت كشور مي دهند و وزارت كشور صلاحيت كانديداها را بررسي كرده و در نهايت تعدادي را رد و تعدادي را تاييد مي كند و طبق قانون، شوراي نگهبان بايد بر اين روند نظارت و آن را تاييد يا رد كند. اين همين چيزي است كه روحاني مي گويد كه پيغمبر هم بايد مطابق با قانون عمل كند به اعتبار همين بحث است كه روحاني مي گويد شوراي نگهبان چشم است و نمي تواند هم چشم باشد وهم دست و اينكه عامل اجرايي وزارت كشور است و شوراي نگهبان نيابيد خارج از اين كادر حركت كند و ما اجازه نمي دهيم و قانون هم تصويب شده و بايد اجرا شود
- خامنه اي و شوراي نگهبان اين قانون را با ترفندي دور زده و رد مي كنند، درانتخابات 88 كه قيام به وجود امد كه خامنه اي خودش را با سرنگوني مواجه ديد يك دستگاه امنيتي - اطلاعاتي جديد به نام «سازمان اطلاعات سپاه» ايجاد كرد. و مسئؤليت امنيت داخلي كل كشور را بر عهده گرفت، به اين ترتيب اين مسئوليت را از حيطه وزارت اطلاعات كه وابسته به دولت بود خارج كرد و ان را مستقيم به سپاه وصل كرد. در حال حاضر خامنه اي توسط سازمان اطلاعات سپاه و بسيج و يك دستگاه امنيتي جديدي درست كرده است كه كل جامعه را كنترل مي كند، حالا شوراي نگهبان مطرح مي كند من ديگر ريل سابق را براي بررسي كانديداها توسط وزارت كشور و 4ارگان مربوطه را قبول ندارم و براي صلاحيت يا عدم صلاحيت هر كانديد فقط معتمدين محلي مي توانند نظر بدهند، معتمدين محل يعني اعضاي اطلاعات و بسيج يعني همان سازمان اطلاعات سپاه. به اين ترتيب مي گويد كه اگر اطلاعات سپاه (وابسته تام و تمام به ولي فقيه) به من گفت كه كانديدايي ولي فقيه را قلبا قبول ندارد، من از اختيارات نظارت استصوابي استفاده كرده و كانديداي مربوطه را رد صلاحيت مي كنم
- علاوه بر تمامي اختياراتي كه شوراي نگهبان براي حذف كانديداها دارد، يك امكان ديگري هم براي حذف در اختيار دارد و آن هم برگزاري امتحان اجتهاد است. گرفتن امتحان از كانديداهاي خبرگان يكي از اقداماتي است كه شوراي نگهبان براي حذف رقبا از آن استفاده مي كند و يك مقوله سابقه داري است و يك بار در سال 1370 امتحان برگزار شد كه عده اي شركت نكردند و عده اي هم شركت كرده و رد شدند ولي اعتراضي نكردند. ولي الان يك طرف اين جنگ رفسنجاني است كه با كارتهاي خودش بازي مي كند. در همين رابطه رفسنجاني به مشهد رفت و با وحيد خراساني كه بالاترين مجتهد در دستگاه فقهي، آخوندها به حساب مي آيد؛ ملاقات كرد، رفسنجاني با ملاقات با به اصطلاح چنين آيات عظامي در قم يا مشهد مي خواهد به طرف مقابل بگويد كه ديگر شرايط با ان موقع فرق دارد و اگر تو بخواهي تحت عنوان امتحان و. . . يك عده اي را رد كني با افرادي مانند خراساني و يا شبيري. . . روبرو خواهي شد كه با تو مخالفت خواهند كرد و اين چيزي است كه خامنه اي به شدت از ان مي ترسد چون قبل از هر كس صلاحيت خودش كه ولي فقيه يك شبه مي باشد از بابت امتحان و محتواي فقهي و. . . زير علامت سوال است و اگر با چنين افرادي در بيافتاد، آنها مي توانند كاسه و كوزه خامنه را برسرش خراب كنند، از اين رو استفاده از اين روش براي خامنه اي گران تمام خواهد شد و اين بن بستي براي خامنه اي است چرا كه اگر عده مشخصي كانديد شوند و شوراي نگهبان آنها را رد كند و بايد با آخوندهايي همچون وحيدي كه مجتهد بودن آنها را تاييد كرده يا مي كند در بيافتد و اين اساسا به نفع خامنه اي نيست
دستگاه سركوب و به كارگيري آن در امر انتخابات
- يكي از اهرم هاي خامنه اي براي حذف رقبا، دستگاه سركوب است
- خامنه اي دستگاه به هم پيوسته و كاملي براي سركوب تحت نظارت مستقيم خود ساخته است اين دستگاه عبارت است از قوه قضاييه، سپاه و بسيج (نيروي نظامي سركوبگر) و سازمان اطلاعات سپاه . خامنه اي براي كنترل باز هم بيشتر و به ويژه كنترل بر وزارت اطلاعات كه اهرمي در دست دولت است، يك دفتر ويژه با مسئوليت آخوند حجازي درست كرده است اين دفتر كليه فعاليت هاي سپاه ، نيروي قدس و وزارت اطلاعات را كنترل مي كند، اخيرا آخوند علوي كه وزير اطلاعات روحاني است گفته بود كه خامنه اي حتي به روحاني اجازه نمي دهد كه كادرهاي وزارت اطلاعات تغييري بدهد و هر جابجايي و تغيير و تحولي در وزارت اطلاعات بايد تماما زير نظر خود خامنه اي باشد. به اين ترتيب خامنه اي يك دستگاه مطلق و بي شكاف سركوب درست كرده است و تمامي اهرم هاي آن را نيز در كنترل مستقيم خودش نگهداشته است و با اين اهرم رقباي خودش را از صحنه حذف مي كند
بحث «نفوذ» و كاربرد آن در انتخابات
- يكي از اهرم هايي كه خامنه اي در اين انتخابات براي حذف كانديداهاي رقيب و از دور خارج كردن طرف مقابل علم كرده است؛ بحث «نفوذ» است و با زدن مارك «نفوذي» اقدام به قلع و قمع و حذف رقيب مي كند؛ خامنهای از جمله گفته است: «نیت آنها (آمریکا) این بود که از این مذاکرات و از این توافق وسیلهیی پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور، ما این راه را بستیم و این راه را بهطور قاطع خواهیم بست». همچنين گفته است: «نه نفوذ اقتصادی آمریکاییها را… نه نفوذ سیاسی آنها نه حضور سیاسی آنها، نه نفوذ فرهنگی آنها را اجازه نخواهیم داد و با همه توان… مقابله خواهیم کرد». يكي از رسانه هاي باند خامنه اي صريح تر مي نويسد: «کسانی که بعضاً در کسوت چهرههای نخبه(رفسنجانی) هستند ، نجات از وضعیت فعلی را در یک راه خلاصه میبینند و آن، عبارت است از برقراری رابطه با ایالات متحده و برخورداری از حمایتهای این کشور؛ این افراد یا باید هدایت شوند یا دستشان از مناصب، پستها، تریبونها، عرصههای مدیریتی در کشور کوتاه گردد چرا که اینها ستون پنجم دشمن برای هموار کردن زمینه نفوذ آمریکا هستند». ابعاد مساله را مي توان از جملاتي كه آخوند صديقي در اين رابطه بكار برد، بيشتر فهم كرد؛ «دشمنان يك وقت يك رئيس جمهور را ميكشند، يك وقت هم در يك رئيس جمهور نفوذ ميكنند و فكرش را عوض ميكنند و تصميمش را مطابق ميل آمريكا ميكنند»
- در ادامه همين مسير، بالاخره باند خامنه اي از جنگ لفظي پا را فراتر گذاشت و وارد عمل شد و اقدام به دستگيري عناصري از باند مقابل تحت عنوان «عناصر نفوذي» كرد. روحاني گفت؛ «سپاه يك سري از اين خبرنگاران را كه به دعوت ميراث فرهنگي به ايران آمده بودند را دستگير كرده بود و دو نفر از دستگير شدگان، مهمانان رسمي دولت بودند ولي اينها را به عنوان نفوذي دستگيري كردهاند» در اين رابطه مجددا خامنه به صحنه آمد و گفت: «نفوذ خيلي مساله مهمي است بعضيها واكنش نشان مي دهند كه استفاده جناحي كردهاند، ولي هر حرفي و هر كاري كه انجام مي شود از اصل واقعيت نفوذ غفلت نشود دشمن در صدد نفوذ است من تشريح مي كنم، واقعيت فراموش نشود دشمن براي نفوذ طراحي مي كند آماج نفوذ افراد موثر وتصميم گيران وتصميم سازان آماج نفوذ هستند روي اينها كار مي شود و نفوذ خطر بزرگي است»
- بنابراين خامنه اي با چماق «نفوذ» هم راه بند مسير باند مقابل به سمت غرب است و هم تيغي است براي حذف رقيب از صحنه، يعني باند روحاني ـ رفسنجاني هدفشان از برجام باز كردن راه براي سرمايه گذاري غرب و .. بوده است ولي وقتي سرمايه گذاران مي بينند كه توسط باند مقابل هيچ امنيتي ندارند ونفراتشان كه رسما توسط دولت تحت عنوان «نفوذي» دستگير مي شوند كه هرگز حاضر به سرمايه گذاري در ايران نخواهد بود از اين رو متقابلا روحاني در صحنه حاضر شده و رو در روي خامنه اي گفت: «نبايد عده اي با كلمه نفوذ بازي كنند يا تحت عنوان نفوذ پرونده سازي كنند»
تاثير زهر اتمي در انتخابات
- اتمي يكي از سه مباني و پايه هاي استرتژيكي نظام (اتمي ـ سركوب ـ صدور تروريسم) بوده و سرمايه گذاري عظيمي در 25سال گذشته و به صورت مشخص توسط خامنه اي روي آن كرده بود، وقتي اين عقب نشيني صورت مي گيرد اولين تاثيرش اين است كه نه تنها كل نظام افت مي كند؛ بلكه به صورت دو ضرب موقعيت خامنه اي افت مي كند و حداقل آدمهاي نظام هيچ توهمي ندارند كه برجام محصول ضعف نظام و ذلت خامنه اي است كه روي زانوهاي خونين پاي ميز مذاكره رفته است و نفري كه اصلي ترين و جدي ترين ضرر را كرده است خود خامنه ايست لذا اين عقب نشيني جابجا خود را در صف آرايي سياسي و صفحه شطرنج سياسي داخلي اين نظام خودش را نشان مي دهد. هرروز سر اين موضع در درون نظام دعواست و به رغم اينكه اين موضوع بايد جمع شده باشد ولي اين طور نيست و همه روي آن حرف دارند و در هر گامي كه برداشته مي شود، شقه و جنگ باندي را شعله ورتر مي كند و اين روند در پروسه انتخابات بازهم بدتر هم خواهد شد و گام به گام كه برجام را اجرا مي كنند؛ اين جام زهر عمل مي كند و تاثيراتش در نظام بيش از پيش بارز مي شود؛ چون اتمي از مباني استراتژيك نظام بوده است
- پس اين زهر، در همه جا تاثير مي گذارد؛ بخصوص در تعادل قواي دروني نظام و ماده بالفعل آن درانتخابات بارز مي شود، چون اين نظام با مشخصه ولي فقيه تعريف و معني پيدا مي كند و به صورت مشخص ولي فقيه ضعيف شده است؛ لذا ما شاهد اوج گيري اين جنگ در انتخابات خواهيم بود و اين برخلاف تصوري است كه گفته مي شود چون «آقا» خودش گام به گام و لحظه به لحظه پشت برجام بوده است؛ پس حجت بر همه تمام است؛ خير؛ اين موضوع جمع شدني نيست وسوختي براي جنگ جناحي در ايام انتخابات بوده و باقي خواهد ماند. (معاون كميسيون امنيت مجلس گفته است كه «ما 17 نشست راهبردي سر اتمي داشتيم كه در 9نشست آن شخص خود خامنه اي حضور و شركت داشته است و خامنه اي با جزييات تمام اين موضوع را دنبال كرده است»)
نتيجه گيري و وظايف
- شايد به درستي گفته شود كه همه اين جانيان و قاتلان نظام، سر و ته يك كرباسند؛ چرا به بحث انتخابات نشسته ايد؛ همهاش بازي است؛ نتيجه كه مشخص است،اين بار هم مانند انتخابات قبلي بالاخره با هم به توافق مي رسند و با هم نان ملت را بين خود تقسيم مي كنند؛ سگ زرد برادر شغال است، ديگر مطلقا مردم باوري به اين نظام ندارند و مطلقا آنها را جدي نمي گيرند، به ما چه مربوط؛ اين دعواهاي باندي است از هر طرف شود كشته به نفع اسلام است؛ اساسا اين دعواها، جنگ زرگري و طراحي شده بين باند هاي نظام است، مردم اين انتخابات راتحريم مي كنند و كاري به كار انتخابات ندارند و
در پاسخ بايد گفت؛ از بررسي وضعيت انتخابات دقيقا مي خواهيم يك نتيجه مشخص بگيريم و اينكه اين همه تضادهاي لاينحلي كه در درون رژيم وجود دارد در پروسه انتخابات سرباز كرده و اين نشانه وضعيت نظامي است كه به آخر خط رسيده است؛ بنابراين مطلقا جنگ زرگري نيست و اين محصول رزم 37ساله مردم و مقاومت ايران و خونبهايي بسيار سنگيني است كه مردم و فرزندان و قهرمانان پيشتاز آنها طي اين سالها پرداخته اند و الان روز به بار نشست آنهاست
الان ما دراوج شرايط انقلابي در جامعه هستيم؛ چرا كه اين حاكميت ديگر نمي تواند حكومت كند و مردم هم نمي خواهند، پس اين همان شرايط انقلابي است و هرچه جلوتر برويم به نقطه جوش خود هرچه نزديك تر مي شود.
هنگامي كه نه بالا مي تواند و نه پايين قبول مي كند و مقاومت سازمان يافته آنها نيز چون شير در بيشه در كمين آنها نشسته است، يعني يك فرصت بي نظير، يعني يك فرصت تاريخي، يعني همان لحظه نادر براي قيام و انقلاب و آزادي كه بايد دراوج آمادگي در انتظارش بود و آن را به همان سمت دلخواه و نه آن سمتي كه اين يا آن باند ميخواهند؛ سوق داد.
اگر نظام آش و لاش است، اين مردم و مقاومت ايران بوده است كه آن را به اين روز انداخته اند، وضعيت در بالاي نظام نتيجه فوران تضادهاي پايين جامعه است كه در بالاي نظام ريخته است، اگر بن بستي درنظام هست نتيجه اعتراضات و خيزش هاي اجتماعي است كه در بالا ريخته است. اين مردم و مقاومت آنهاست كه با خون و رنج خود نظام را به اين روز انداخته است، حالا روز روزش است كه ضربه آخر را فرود بياوريم.
نظام در مباني استراتژيكي خودش شكست خورده است و تمام ترس و جدي ترين مرز سرخ هردو باند، قيام و مقاومت سازمان يافته ايست كه دركنار گوش آنها نشسته است، خامنه اي و رفسنجاني و روحاني بيش از همه و دقيق تر از همه مختصات و وضعيت درب و داغان خود را مي دانندو اينكه تا كجا وضعيت جامعه انفجاري است و مي ترسند كه يك موقعيت و لحظه انقلابي ايجاد شود و انتخابات امسال مي تواند يكي از لحظه هاي انقلاب و سرنگوني باشد
از اين رو نبايد در چنبره ذهنيات آلوده به عينيات اين ساليان، اين فرصت تاريخي را از دست بدهيم و آن را در عداد سالهاي قبل بگذاريم اين بهترين هديه اي است كه مي توان به دشمن داد. بايد در آمادگي و آماده باش مطلق، همچون شير كه بعضا روزها و روزها در بيشه در انتظارشكار مي نشيند، آماده بود تا وقتي «لحظه موعود آزادي» ظاهرشد؛ آن را شكار كرد و ميز انتخابات را به سمت قيام و سرنگوني سمت و سو داد
از پست هاي ما در وبلاگ زير بازديد كنيد
http://mihansarboland.blogspot.com
از قيام 57 تاكنون 32 دوره به اصطلاح انتخابات شامل: همه پرسي، انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا برگزار شده است. دهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي و پنجمين دوره مجلس خبرگان رهبري نيز در هفتم اسفند94 به صورت همزمان برگزار مي شود. اين نخستين بار است كه برگزاري اين دو انتخابات. همزمان انجام مي شود
در اين نوشته تلاش شده است كه شرايط و روند تحولات در انتخابات94 و چشم اندازهايي كه در مسير اين انتخابات يا درپايان آن وجود دارد؛ توضيح داده شود چرا كه بنا به گفته تمامي سران نظام و آن چه كه روند حوادث و شرايط مي گويند؛ اين انتخابات مي تواند سرنوشت ساز باشد و اي بسا همان در برگيرنده همان لحظه مناسبي باشد كه مردم ايران سالهاست كه در انتظار آن لحظه شماري مي كنند
نگاهي به انتخابات 92
انتخابات اسفند 94 را بايد در ادامه روندي ديد كه از انتخابات 92 آغازشده است؛ لذا براي فهم پايه هاي انتخابات 94 مجبور هستيم كه گذاري به انتخابات 92 داشته باشيم
خامنه اي در دوران احمدي نژاد خيز برداشته بود كه خود را به صورت كامل يك دست كرده و شر باندهاي مقابل را كم كند ولي اين پروسه به دلايل متعدد شكست خورد و آثار ضعف در خامنه اي و طلسم شكستگي وي بيشتر و بيشتر برجسته شد. به همين دليل در انتخابات رياست جمهوري92 در يك آچمز بسيار خطيري قرار گرفت و به رغم هر تلاشي كه كرد؛ نتوانست برنده اين انتخاب باشد. علت شكست خامنه اي در سال 92 اين بود كه نمي توانست به نفرات باند خودش اعمال هژموني كرده و دهنه بزند يعني ديگر حرفش را نمي خواندند؛ قاسم سليماني كه سرگرده سپاه قدس براي صدور تروريسم در خارج از مرزها بود با جعفري رئيس سپاه با هم درگير شدند. جعفري مي گفت قاليباف و قاسم سليماني مي گفت سعيد جليلي و تا لحظه آخر هيچكدام به رغم دخالت خامنه اي ازحرف خود كوتاه نيامدند، لذا اين اختلاف مانع از اين شد كه مهندسي از پايين شكل بگيرد و خامنه اي نتوانست يك كانديداي واحدي در برابر روحاني معرفي كند و راي نيروهاي باندي خودش شكست و در گام نخست ناچار شد از بالا با شوراي نگهبان رقيب اصلي خود يعني رفسنجاني كه شاخص نظام بود را كنار بگذارد و قيمت بسيار سنگيني داده و يك استخوان به بزرگي رفسنجاني را لاي زخم نظام باقي بگذارد
روحاني در انتخابات92 راي بيشتري آورده بود و اگر خامنه اي مي توانست 250هزار راي روحاني را حذف كند؛ مي توانست او را به مرحله دوم برده و آنجا او را حذف كند. ولي خامنه اي با برآوردي كه در آن مرحله از ضعف خودش و شرايط انفجاري جامعه آن هم بعد از 8سال احمدي نژاد، داشت؛ احتمال تكرار قيام 88 را داد و حاضر نشد كه اين پر رنگ ترين مرز سرخ نظام را رد كند لذا به روحاني تن داد تا بتواند در گامهاي بعدي جلويش بپيچد ولي نمي دانست كه با تن دادن به روحاني يك تضاد كيفي جديدي وارد دستگاه نظام شده و نظام را دو سره كرده است
آشنايي با موقعيت باند روحاني ـ رفسنجاني
درانتخابات 92 روحاني در هم جبهگي با رفسنجاني از صندوق بيرون آمد. روحاني اولين كسي بود كه گفت خميني امام است و 24 سال مداوم نماينده خميني در شوراي امنيت و 16 سال دبير شوراي امنيت بوده است لذا وي در تمامي اين ساليان بدنبال حفظ نظام بوده است كه البته به اين مساله افتخار مي كند، روحاني با رفسنجاني به دلايل وجه اشتراكهايي كه داشته اند، در يك جبهه به اصطلاح «اصلاح طلبان » در برابر خامنه اي صف بندي كردند و اخيرا با واردكردن وزنه حسن خميني (نوه خميني) آن را به يك مثلث اصلاح طلبان ارتقا دادهاند. در اين مثلث، رفسنجاني يك وزنه سنگيني دارد همانگونه كه خميني گفت: «اگر رفسنجاني نباشد؛ ديگر نظام ولايت نمي تواند مطرح باشد»، حسن خميني هم كه داراي اسم و رسم مشخصي است و اسم خميني را يدك مي كشد، روحاني هم چه به لحاظ سوابق و چه بلحاظ موقعيت كنوني اش، يك وزنه سنگين به حساب مي ايد
براي شناخت اين باند توجه به چند نكته ضروري است
- اين باند به ويژه رفسنجاني، مطلقا خود را دلسوز و صاحب نظام ولايت فقيه مي دانند و تا بن استخوان به حضور و وجود ولي فقيه كه عمود ستون نظامست؛ معتقدند ولي حرفشان به خامنه اي اين است كه بايد اختياراتش را به باند آنها واگذار كرده يا سهم اساسي از هژموني در حاكميت را به آنها بپردازد و خودش در يك منصب «تشريفاتي» ولي امرمسلمين جهان باشد
- كليت نظام، سعی میکرد با آویختن به دستگیره اتمی و با بمب اتمی برای خودش تضمین بقا ایجاد کند ولي بعد از برجام دستش از این دستگیره رها شده، ولی هنوز به دستگیره دیگری بند نشده است. اين باند معتقد است كه براي بقا و استمرار حيات نظام، باید بهدنبال قلاب کردن رژیم به یک جای محکم باشیم. و این دستگیره محکم از نظر باند «تعامل با جهان» و قلاب شدن به غرب و مشخصاً آمریکاست. همچنين اين باند مي گويد: شرایط منطقهیی و بینالمللی تغییر کرده، ما هم در چنین دورانی قرار داریم و اگر وضعیت خودمان را متناسب با مختصات شرایط کنونی تغییر ندهیم، سرنگون خواهیم شد
- اين باند معتقد است كه علاوه بر اتمي در سايرزمينه هاي اجتماعي، منطقه اي و ... نيز بايد زهرخورد و با تعامل ومذاكره با غرب راه باز كرد و در عرصه اقتصادي نيز تحت عنوان «اقتصاد دانشبنیان» نقشه مسيري را ارائه مي دهند كه هدفش باز کردن راه برای سرمایهگذاری خارجی است و به تصریح روحانی تا در ايران سرمایهگذاری خارجی صورت نگيرد، هیچ مسألهیی از اشتغال تا بحران محیط زیست تا حتی مسأله «آب خوردن مردم» هم حل نمیشود. و روحانی به صراحت مي گويد كه: «تعامل با دنیا، راه ایجاد و ارتقای قدرت است»
- اين باند به دليل ضعف و درماندگي كامل خامنه اي و به دليل اينكه اهرمهاي جدي اعم از دولت و وزارت كشور و. . . را در دست دارد و به اعتبار وزنه سنگيني چون رفسنجاني، حسن خميني و. . . به هيچوجه قصد كوتاه آمدن در اين انتخابات و جا زدن در برابر خامنه اي را ندارد و اين پيامي است كه مستمرا به خامنه اي صادر مي كنند. رفسنجاني رو در روي خامنه اي مي گويد: «كساني كه حكومت را براي خودشان ابدي و مادرزادي به ارث حساب مي كنند اينها (در اوهام وتوهمات خود) تصورات ديگري هم مي توانند بكنند ولي دنيا ديگر قبول نمي كند»
- اين باند در سه زمينه با خامنه اي اشتراك كامل دارد: مرز سرخ قيام و مرز سرخ مجاهدين و اعدام وسركوب
- اين باند خواهد فرش را از زير پاي خامنه اي بكشد، ولي خامنه اي كه مار خورده و افعي هزار سر شده ايست به اين سادگي كوتاه نخواهد آمد؛ تناقض اين باند در اينجاست كه آنها اين بار نمي خواهند كنار كشيده و بازي را به خامنه اي واگذار كنند ولي از سوي ديگر مي دانند كه اگر خامنه اي جلوي آنها بيايستد و به آنها امتياز قابل قبول از سهم قدرت را ندهد، پاي طرف سوم يعني «قيام مردمي» و «مقاومت سازمان يافته» باز و به سرنگوني كل نظام ختم خواهد شد و اين بن بستي است كه اين باند با آن مواجه است
آشنايي با موقعيت باند خامنه اي
باند خامنه اي به اعتبار شخص خامنه اي كه صاحب اصلي نظام است و همه اقداماتش براي حفط نظام، يعني حفظ موقعيت خودش به عنوان ولي فقيه و عمود خيمه نظام است، درباره اين باند چند نكته وجود دارد
- اين باند؛ متعقد است كه نظام فقط با مثلث «سركوب» ـ «اتمي» ـ «صدور تروريسم به خارج» مي تواند خود را حفظ كند و به رغم اينكه سر اتمي از دست رفته است ولي همچنان معتقد است كه با دو پايه باقيمانده ديگر و هر ميزان كه از اتمي برايش باقي بماند؛ مي تواند لنگان لنگان و از اين ستون تا آن ستون، نظام را بيشتر حفظ كند. در زمينه اقتصادي نيز در مخالفت با سرمایهگذاری خارجی، صحبت از «اقتصاد مقاومتی» مي كند که معنای واقعی آن ادامه بساط چپاول و غارت بیت خامنهای و سپاه پاسداران است
- خامنهای، در همان دوره که احمدینژاد بیدنده و ترمز میتاخت شكست خورد. چرا که در آن دوره، هم 1000میلیارد دلار درآمد مالی داشت، هم بیدنده و ترمز و بدون دغدغه هر گونه پلمپ و برجام جلو میرفت و هم داشت نتایج دو جنگ عراق و افغانستان را بهلحاظ سیاسی درو میکرد. یعنی همه فرصتها و شرایط مناسب در دست او بود، ولی شکست خورد. یعنی خامنهای در زمانی که تاخت و تاز میکرد و در اوج بود؛ شکست خورد، اين شكست در قيام 88 به اوج خود رسيد و طلسم ولايت شكست
- آثار اين شكست منجر به شكست مهندسی خامنهای در سال92 شد و در انتهاي مسير يك سره شدن نظام در دوره احمدي نژاد، يك سر جديد به آن اضافه شد
- توافق اتمي و برجام، روی شکست استراتژی اتمي بنا شده است. آثار این شکست قبل از همه روي سر خامنه اي خراب شده است، البته خامنه اي تلاش مي كند كه از آثار این شکست فرار کند. آثار این شکست هم، یعنی حسابرسی از خامنهای. نه فقط باند رقیب که حتی ریزشیهای سرکردههای پاسداران در نامههایشان (با ادبیات خودشان) نوشته اند که اگر یک دلیل وجود داشته باشد که این رهبر، لیاقت و تدبیر ندارد و باید عزل شود، همین برنامه اتمی است بنابراين، وقتي كه خامنه اي در منتهي فلاكت و افلاس با زانوهاي خونين پاي جام زهر اتمي و برجام رفت؛ طلسم ولايت ديگر به صورت كامل شكسته شد و علاوه بر توليد سر دومي در نظام، بيش از هر چيز ديگر جناح خامنه اي را از هم متلاشي كرد به صورتي كه اعضاي پر و پا قرص اين باند از خامنه اي فاصله گرفته و هركدام از يك سو مي كشند، لاريجاني از يك طرف و موتلفه از يكطرف و دلواپسان از طرف ديگري مي كشند
- خامنه اي در خبرگان نيز موقعيتي خوبي ندارد چرا كه در وضع موجود خبرگان كه نمايندگان آن همه دستچين شده خودش هستند با انبوه مخالف روبرو مي باشد. واي به وقتي كه عده اي جوان تر وجديد تر بخواهند وارد مجلس شوند. از اين رو سقف خواست خامنه اي اين است كه مجلس بعدي هم مشابه وضع كنوني باشد و بتواند همان كنترل موجود را روي آنها حفظ كند و خلاصه خبرگاني باشد كه با او كاري نداشته باشد تا بتواند بدون مخالفت قانوني، با جنگ خارجي و سركوب داخلي مملكت را چرخانده و بيشتر دوام بياورد
- اگر خامنه اي در اين انتخابات در برابر باند مقابل كوتاه بيايد كاملا قافيه را باخته است و به قول خودش مسير سرنگوني تسريع مي شود و اگر بخواهد به ايستاد و از اهرمهايي كه در اختيار دارد استفاده كند؛ از «قيام مردمي» و «مقاومت سازمان يافته» مي ترسد و اين همان شرايط و جنگ جديد و با كيفيت جديدي است كه در اين انتخابات ايجاد شده است به عبارتي مي توان گفت كه ولي فقيه نيز در يك بن بست كامل سرنگوني قرار گرفته است
اين انتخابات در چه شرايطي برگزار مي شود؟
سوال اين است؛ ما در طول سالهاي گذشته شاهد تضادهاي جناحي بوده ايم و اين تضادها همواره وجود داشته است و الان هم وجود دارد و اين بار هم مانند ساير مواقع تكرار مي شود بحث بر سر تقسيم قدرت در كادر ولايت فقيه است و اين دعوا خيلي منطقي و مرسوم است و امروز هم مانند قبل شاهددور جديدي از اين درگيريها هستيم، همديگر را مي زنند و مي كوبند وي ته خط اين مردم ايران هستند كه سرشان بي كلاه مي ماند. خلاصه اين يك تب است كه فروكش مي كند و تمام مي شود
در پاسخ مي توان گفت؛ آن چيزي كه در اين مرحله مهم است و با گذشته تفاوت كيفي دارد؛ وضعيت كلي نظام است كه اين مساله را روشن و فرق آن را با گذشته مشخص مي كند؛ چرا كه ما الان يك حكومتي داريم كه تاكنون روي سه پايه سركوب ـ صدور تروريسم و اتمي سوار بوده و خود را حفظ مي كرده است ولي الان در پايهها و بنيادهاي استراتژيكياش دچار تكانهاي اساسي و جدي شده است
يكم. در باره اتمي واضح است كه به رغم امضاي برجام ولي در گام به گام پيشروي آن، با بحران روبروست به رغم اين كه خامنه اي پذيرفته و دستور داده كه مجلس تاييد كند و مجلس هم تاييد كرده است؛ ولي چون رژيم «ظرفيت زهرخوردن» ندارد؛ گام به گام كه جلو مي روند با تضاد برخورد مي كنند و اين به تشديد مخاصمات در درون باندها و بين دو جناح رژيم و در نهايت بين مردم و كل نظام ختم مي شود. چرا كه خامنه اي از عاقبت مسير زهرخوران اتمي؛ وحشت دارد
دوم. خامنه اي دلخوش به اين بود كه به رغم از دست دادن مساله اتمي، مي تواند اين خلاء و اين تضاد را با تسلط بر منطقه جمع و جور كند و به صورت مشخص تمركز خود را روي سوريه گذاشته بود كه هرطور شده آن را حفظ كرده و به اصطلاح ميخ قدرت و هژموني خود را در منطقه بكوبد. ولي خامنه اي به دليل شكستهاي پياپي در اين بحران نيز شكست خورده است و نه راه پس و نه راه پيش دارد، به رغم سرمايه گذاري سنگيني كه در اين ساليان در سوريه كرده؛ مجبور شده است 5هزار نيروي خلص سپاه بفرستد و هر روز كشته آن هم از بالاترين فرماندهان سپاه را بدهد
سوم. در زمينه سركوب نيز سرش به سنگ خورده است اين همه اعدام بي وقفه، اين همه اعتراضات سراسري، 16 آذر، خروش زندانيان و ... نشان داده است؛ كه سركوب، رفته رفته كارآيي خود را از دست مي دهد و اين همان چيزي است كه باند رفسنجاني ـ روحاني روي آن مستمرا انگشت مي گذارند و خامنه اي را از آن مي ترسانند
چهارم. در اين انتخابات، در گام نخست بين دو باند بحث بر سر تقسيم قدرت نيست بلكه بحران «بقاست» يعني اينكه چطور مي شود نظام را حفظ كرد؛ رفسنجاني مي گويد؛ «اين انتخابات يكي از سرنوشت ساز ترين در تاريخ نظام است. . . و شرايط اجرا بايد به صورتي باشد كه اميد مردم را تقويت و جامعه را براي خلق يك حماسه سياسي ديگر تشويق كند»، خامنه اي مي گويد با «پيچ خطرناك» روبرو هستيم، لاريجاني مي گويد در «گردنه هستيم»، ظريف مي گويد در «دوران گذار و انتقال» هستيم، جعفري رئيس سپاه مي گويد كه ما با «فتنه چهارم» روبرو هستيم، اخوند موحدي كرماني مي گويد: «انتخابات مهمي درپيش داريم هر دو مجلس مهم است اما خبرگان مهمتر تا اين رهبر اگاه دلسوز را داريم غم نداريم. . . اما تمام دغدغه ان زمان است كه خداي ناكرده براي معظم له اتفاقي بيافتد در آن صورت بايد حواسمان جمع باشد نگراني پيش نيايد و از انجا كه موضوع بسيار مهم است بايد احتمالات را از نظر دور نداشت»، احمد خاتمي مي گويد: «مي خواهيم انتخابات گرم شود ولي نگران هستيم كه نان سوخته در بيايد» پس به اعتبار گفتههاي سران همين نظام اين انتخابات در خطيرترين وضعيت ممكن درحال برگزاري است يعني نظام در شرايطي انتخابات را برگزار مي كند كه ذخاير استراتژيك خودش را خرج كرده است در گردنه است و در پيچ خطرناك و دوران گذار است و به قول جعفري با فتنه چهارم روبرو مي باشد
ششم. اين انتخابات درحالي برگزار مي شود كه خامنه اي يعني عمود خيمه نظام ولايت؛ هم ديگر آن خامنه اي سابق نيست، ولي فقيه شاخ شكسته و طلسم شكسته اي است كه ديگر پشمي به كلاهش نمانده است، دلواپسان و هم بانديهاي وفادار به خودش هم ديگر به حرفش گوش نمي كنند، و كارش به جايي رسيده است كه يك روز در ميان به صحنه مي ايد و حرف مي زند و حرفش هم پيش نمي رود و كسي هم برايش تره خورد نمي كند
هفتم. مساله حضور به اصطلاح گسترده مردم در اين انتخابات يكي از جدي ترين معضلات نظام است، رفسنجاني به صراحت مي گويد كه الان در دوره گذار و تعيين تكليف يا همان دوران سرنگوني هستيم و اگر ما در اين جا نتوانيم اين پيچ را رد كنيم سرنگون مي شويم و اينجا بايد كاري كنيم كه نا اميدي و سرخوردگي مردم از انتخابات پايين بيايد و بر همين اساس استدلال مي كند كه بايد با ايجاد يك مقدار فضاي باز در باغ سبز به مردم نشان بدهيم تا مشاركت فعال داشته و مشاركت گسترده مردم در انتخابات را عامل مشروعيت و حمايت مردم از نظام قلمداد كنيم. در هفت ماه قبل در نيروي انتظامي در معاونت اجتماعي يك قسمت تاسيس شده است تحت عنوان «كرسي ضريب امنيتي و اجتماعي» در اين قسمت كه همه از پاسداران قديمي هستند مساله انتخابات امسال را بررسي كردهاند و اينكه در اين انتخابات با چه تضادهايي مواجه هستند و به اين نتيجه رسيدهاند كه ضريب مشروعيت نظام خيلي پايين آمده است و مردم نمي خواهند شركت كنند و اميدي به اين نظام ندارند و ته خط به اين رسيدهاند كه اين موضوع ديگر تبديل به يك مقوله امنيتي (امنيت نظام و سرنگوني) شده است و آن را شوراي امنيت ارائه داده كه روي آن كار مي كنند و رفسنجاني هم براي عبور از اين پيچ مي گويد كه در ظاهر هم كه شده بايد فضاي ازادتري بدهيم تا مردم بيايند و شركت كنند
نتيجه
اين انتخابات در وضعيتي برگزار مي شود كه هر دو جناح روي سرنوشت ساز بودن انتخابات تاكيد مي كنند و نظام همه «بنيادهاي استراتژيك» خود را از دست داده و در بن بست است و نه را پس و نه راپيش دارد. در چنين وضعيتي رفتن پاي انتخابات براي نظام بسيار پر ريسك و پر خطر است و اساسا جايي براي بازي يا مانور وجود ندارد؛ چرا كه هر آن ممكن است كه اوضاع از دست در برود و قيام كه مرز سرخ هردو جناح است به وقوع به پيوندد، بنابراين انتخابات تبديل به يك پازل عجيب و غريبي شده است نه مي توانند انتخابات برگزار نكنند و نه مي توانند پاي عواقب ان بخوابند. اين كلاف سردر گمي در نظام شده است و دعا، دعا مي كنند تا به سلامت از اين گردنه رد شوند
انتخابات مجلس، قلوص دائمي نظام ولايت فقيه
در نظام و قوانين اخص ولايت فقيه، خميني به صراحت گفته است كه در حكومت اسلامي. چيزي به اسم مجلس و راي مردم را قبول ندارد، رابطه راي مردم با ولايت مطلقه فقيه يك رابطه «جن» با «بسم الله» است. بنابراين همواره انتخابات وبال گردن ولي فقيه بوده است و به اين نظام تحميل شده است. نگاهي گذرا به تاريخچه انتخابات مجلس نشان مي دهد كه تا كجا همين انتخابات قلابي براي نظام دست و پا گير بوده است
- مجلس دوم: در سال 62 به رغم اينكه خميني تمايل داشت كه نفرات نزديك به موسوي روي كار بيايند ولي عملا مجلس طرفدارهاي لاجوردي جلاد كه خامنه اي هم كه جزو آن باند بود و به اسم «راست سنتي» شناخته مي شدند؛ مجلس را گرفتند، همين مجلس كه مطلق مطيع امر خميني بود تبديل به يك قلوص براي خميني شد و در برابر خط خميني بر سر گروگانهاي آمريكايي كه مي خواستند در الجزاير معامله كنند؛ پيچيده بودند كه خميني ناچارشد تحت عنوان ولايت مطلقه روي آنها «نعره» بكشد و به آنها دهنه بزند و آنها را ساكت كند
- مجلس سوم: خميني براي اينكه بتواند نمايندگان دستچين شده خودش را وارد مجلس كند؛ حزب جمهوري را منحل كرد جامعه روحانيت را به دو گروه تجزيه كرد و مجاهدين انقلاب اسلامي را بست و به رغم تمام قدرتي كه در اختيارش بود، با يك تقلاي بسيار وسيع توانست طرفداران موسوي و رفسنجاني را در مجلس سوم حاكم كند
- مجلس چهارم: در اين دوره مجددا بگير و ببندهاي زيادي در پشت صحنه به راه افتاد و در تقلب گسترده و شراكت رفسنجاني و خامنه اي توانستند همه نفرات خط امامي را حذف كنند به صورتي كه حتي كروبي هم راي نياورد و حذف شد و موسوي خوينيها را هم به مجلس خبرگان راه ندادند. براي اجراي خط تصفيه، از شوراي نگهبان تحت عنوان نظارت استصوابي استفاده شد
- مجلس پنجم: رفسنجاني و خامنه اي يك سري اختلافاتشان بارز شده بود و بگير و ببندد مجددا شروع شد و اين بار خامنه اي تلاش كرد كه نفرات رفسنجاني را حذف كند و در نهايت از سي نفر كانديداي طرفدار رفسنجاني، اجازه نداد كه هيچكس كانديد شود، در انجا بود كه رفسنجاني با ترفندي حزب كارگزاران را به وجود اورد در انتخابات مجلس پنجم به رغم همه كارشكنيهاي خامنه اي توانست يك اقليت جدي را وارد مجلس پنجم كند. از دل همين مجلس پنجم بود كه به تدريج اوضاع از دست خامنه اي بيرون رفت و عناصر وزارت اطلاعاتي ان دوره تحت عنوان اصلاح طلب در دوره خاتمي سبز شدند
- مجلس ششم: با رو كردن دست خامنه اي در قتلهاي زنجيره اي و آبروريزي كه براي خامنه اي درست كردند؛ مجلس ششم توسط همان جناح اطلاعاتي كه به اصطلاح مدره شده بودند؛ پر شد. اين مجلس حسابي پاپيچ خامنه اي شد به صورتي كه بارها خامنه اي گفته است كه نمي خواهيم كه مجلس ششم تكرار شود.
- مجلس هفتم: در مجلس هفتم، خامنه اي تصميم گرفت كه به هر قيمت شده نظام را يكسره كند و درهمين راه بود كه خامنه اي با قلع و قمع ساير كانديدهاي رقيب توانست، نمايندههاي مجلس هفتم را تماما بانفرات خودش پر كرده و رياست آن را به مهره سرسپرده خودش حداد عادل بسپارد
- مجلس هشتم و نهم: نيز با مهندسي انتخابات اساسا با نمايندگان طرفدار خامنه اي پر شد تا خامنه اي بتواند با سهولت خط خودش را در سركوب و اتمي ومنطقه پيش ببرد
انتخابات مجلس دهم
انتخابات مجلس دهم در هفتم اسفند 94 برگزار مي شود. در اين انتخابات جناح خامنه اي به شدت درب و داغون است و ارزيابي آنها اين است كه نمي توانند خودشان را جمع و جور كنند و پيشاپيش مي دانند كه انتخابات و مجلس را بايد به طرف مقابل واگذار كنند
در اين دوره از انتخابات، جناح خامنه اي به دليل ضعف و طلسم شكستگي خامنه اي، اساسا به دو طيف گسترده تجزيه شده است: در يك جبهه، لاريجاني، ناطق نوري، ولايتي، موتلقه قرار گرفته و به رفسنجاني متمايل شدهاند و در جبهه ديگر يزدي و موحد كرماني و مصباح يزدي با هم متحد شدهاند كه از خط خامنه اي حمايت مي كنند
لاريجاني كه همواره خامنه اي چي بوده است و الان هم رئيس مجلس است به جناح رفسنجاني متمايل شده است، ناطق نوري كه در مجلس چهارم و پنجم رئيس مجلس بوده است و براي خود بار و وزني در اين نظام دارد، به لاريجاني نزديك شده است، حتي ولايتي كه مشاور هميشگي خامنه اي بوده است الان به سمت لاريجاني كشيده شده است، موتلفه نيز كه همواره با خامنه اي بوده الان به رفسنجاني متمايل شده است
براي خامنه اي در حال حاضر تنها مانده است جامعه مدرسين به رياست يزدي و جامعه روحايت مبارز به رياست موحد كرماني و دلواپسان نظام به رياست مصباح يزدي كه اينها نيز با هم متحد شدهاند
ريزش در جناح خامنه اي ادامه دارد و نفرات باند خامنه اي مي گويند كه نمي توانيم؛ جناح خامنه اي را جمع وجور كنيم و فاجعه اي در راه است و گفتهاند كه ما با اين حساب مجلس دهم را از دست خواهيم داد. از اين رو براي خامنه اي تنها وسيله اي كه براي حذف رقيب باقي مي ماند استفاده از اهرم شوراي نگهبان، قضاييه و بگير و ببندهاي سپاه است
بنابراين اگر خامنه اي دير بجنبد ياكم بجبند مجلس دهم را ازدست داده است و اگر بخواهد با استفاده از اهرمهايي كه دارد، آنها را قبل از انتخابات اره و خراطي و تصفيه كند، او مي ماند و باند مقابل و احتمالات قيام و تكرار داستانهاي 88 در مدار ديگر
انتخابات مجلس پنجم خبرگان
در هفتم اسفند 1394 همزمان با انتخابات مجلس دهم شوراي اسلامي، پنجمين دور انتخابات خبرگان نيز برگزار مي شود
مجلس خبرگان، دو وظيفه اساسي دارد يكي نظارت بر كار رهبري و ديگري تعيين جانشين براي رهبري بعد از مرگ وي مي باشد. در اين ميان بحث احتمال مرگ خامنه اي و اينكه مجلس بايد جانشين دلخواه را به جاي وي مشخص كند؛ با توجه به وضعيت جسمي خامنه اي قابل توجه ولي درجه دوم مي باشد ولي در اساس، همان وظيفه اول يعني نظارت بر خامنه اي در زمان حاكميتش تعيين كننده و مهم است. در اين ميان شاه قلوص خبرگان، رفسنجاني است اساس دعوا با شخص رفسنجاني است چرا كه درمجلسهاي قبلي يك مشكيني بود كه هر دو را كنترل مي كرد و بعد هم مهدوي كني بود كه تا حدودي رفسنجاني را مهار مي كرد ولي اگر الان رفسنجاني پايش به خبرگان برسد، اساسا جلوداري نخواهد داشت و مي تواند به صورت قانوني درست وحسابي پاپيچ ولي فقيه بشود و اين ترس اصلي از ورود رفسنجاني به خبرگان است
درانتخابات گذشته خبرنگان حتي كانديداها از دو برابر نمايندگان مجلس كمتر بودند. يعني در خيلي از استان ها، فقط يك كانديد بود و همان نفر هم بايد انتخاب مي شد يعني ميز طوري چيده شده بود كه نمايندگان تقريبا به صورت انتصابي وارد مجلس مي شدند (يعني مجلس خبرگان كه 86 نماينده دارد، حداكثر 136 نفر كانديد در انتخابات داشت) ولي دراين دوره رفسنجاني به جد مي خواهد كرسيهاي خبرنگان را تصاحب كند به عبارت ديگر آمده از اساتيد حوزه علميه قم و اخوندهاي به قول خامنه اي لائيك (ضد خامنهاي) استفاده كرده و مي خواهد تا 500 كانديد خبرگان معرفي كند چرا كه به قول فائزه رفسنجاني چون بگير و ببند زياد است، بايد آنقدر معرفي كرد تا دست طرف مقابل براي حذف بسته شود و اگر هم حذف گسترده كردند هم قيمت آن را بدهند و چون عملا نمي توانند همه را حذف كنند درته خط يك تعدادي برايشان باقي بماند
شوراي نگهبان و نقش آن درانتخابات
- شوراي نگهبان يكي از جدي ترين ابزار حذف كانديدهاست كه تماما دراختيارخامنه ايست
- اختيارات شوراي نگهبان كه الان مطرح است در يك جنگ و دعواي غير قانوني توسط خامنه اي به شوراي نگهبان داده شده است. چرا كه طبق قانون اساسي شوراي نگهبان فقط كارش نظارت است ولي از آن جايي كه خامنه اي مي خواست در مجلس چهارم و پنجم كانديدهاي غير مطلوب خودش را باكمترين هزينه حذف كند، اختيارات جديدي به شوراي نگهبان عطا كرد تا به اعتبار اين ابزار بتواند كانديدهاي رقيب را حذف كند. از اين رو قدرت شوراي نگهبان گسترش يافت و شوراي نگهبان اين قدرت را پيدا كرد كه تحت عنوان نظارت استصوابي نفرات را حذف كنند. (نظارت استصوابي يعني اينكه شوراي نگهبان مي تواند بررسي كند و اگر تشخيص بدهد كه كسي قلبا ولي فقيه را قبول ندارد مي تواند او را حذف كند)
- خبرگان بناست ولي فقيه را تعيين كند، ولي فقيه بايد شوراي نگهبان را تعيين كند و حالا اين شوراي نگهبان آمده و مي خواهد نمايندگان خبرگان را تعيين صلاحيت بكند، يعني ولي فقيه امده است با شوراي نگهبان كساني را وارد مجلس خبرگان مي كند كه قرار است بر كارش نظارت داشته باشند!
- اين تناقض جدي در كار شوراي نگهبان باعث جنگ و جدالي در درون نظام شد تا اينكه باندهاي مقابل ولي فقيه قبل از انتخابات مجلس ششم قوانيني براي انتخابات و نظارت شوراي نگهبان تعيين كردند و گفتند كه شوراي نگهبان نمي تواند همين طوري دلبخواه و كيلويي رد صلاحيت بكند بايد براساس يك اسناد و مداركي باشد و اين اسناد و مدارك بناشد توسط 4مرجع شامل: وزارت اطلاعات ـ نيروي انتظامي ـ قوه قضاييه و ثبت احوال تهيه و تاييد شود اين 4مرجع مداركي را به وزارت كشور مي دهند و وزارت كشور صلاحيت كانديداها را بررسي كرده و در نهايت تعدادي را رد و تعدادي را تاييد مي كند و طبق قانون، شوراي نگهبان بايد بر اين روند نظارت و آن را تاييد يا رد كند. اين همين چيزي است كه روحاني مي گويد كه پيغمبر هم بايد مطابق با قانون عمل كند به اعتبار همين بحث است كه روحاني مي گويد شوراي نگهبان چشم است و نمي تواند هم چشم باشد وهم دست و اينكه عامل اجرايي وزارت كشور است و شوراي نگهبان نيابيد خارج از اين كادر حركت كند و ما اجازه نمي دهيم و قانون هم تصويب شده و بايد اجرا شود
- خامنه اي و شوراي نگهبان اين قانون را با ترفندي دور زده و رد مي كنند، درانتخابات 88 كه قيام به وجود امد كه خامنه اي خودش را با سرنگوني مواجه ديد يك دستگاه امنيتي - اطلاعاتي جديد به نام «سازمان اطلاعات سپاه» ايجاد كرد. و مسئؤليت امنيت داخلي كل كشور را بر عهده گرفت، به اين ترتيب اين مسئوليت را از حيطه وزارت اطلاعات كه وابسته به دولت بود خارج كرد و ان را مستقيم به سپاه وصل كرد. در حال حاضر خامنه اي توسط سازمان اطلاعات سپاه و بسيج و يك دستگاه امنيتي جديدي درست كرده است كه كل جامعه را كنترل مي كند، حالا شوراي نگهبان مطرح مي كند من ديگر ريل سابق را براي بررسي كانديداها توسط وزارت كشور و 4ارگان مربوطه را قبول ندارم و براي صلاحيت يا عدم صلاحيت هر كانديد فقط معتمدين محلي مي توانند نظر بدهند، معتمدين محل يعني اعضاي اطلاعات و بسيج يعني همان سازمان اطلاعات سپاه. به اين ترتيب مي گويد كه اگر اطلاعات سپاه (وابسته تام و تمام به ولي فقيه) به من گفت كه كانديدايي ولي فقيه را قلبا قبول ندارد، من از اختيارات نظارت استصوابي استفاده كرده و كانديداي مربوطه را رد صلاحيت مي كنم
- علاوه بر تمامي اختياراتي كه شوراي نگهبان براي حذف كانديداها دارد، يك امكان ديگري هم براي حذف در اختيار دارد و آن هم برگزاري امتحان اجتهاد است. گرفتن امتحان از كانديداهاي خبرگان يكي از اقداماتي است كه شوراي نگهبان براي حذف رقبا از آن استفاده مي كند و يك مقوله سابقه داري است و يك بار در سال 1370 امتحان برگزار شد كه عده اي شركت نكردند و عده اي هم شركت كرده و رد شدند ولي اعتراضي نكردند. ولي الان يك طرف اين جنگ رفسنجاني است كه با كارتهاي خودش بازي مي كند. در همين رابطه رفسنجاني به مشهد رفت و با وحيد خراساني كه بالاترين مجتهد در دستگاه فقهي، آخوندها به حساب مي آيد؛ ملاقات كرد، رفسنجاني با ملاقات با به اصطلاح چنين آيات عظامي در قم يا مشهد مي خواهد به طرف مقابل بگويد كه ديگر شرايط با ان موقع فرق دارد و اگر تو بخواهي تحت عنوان امتحان و. . . يك عده اي را رد كني با افرادي مانند خراساني و يا شبيري. . . روبرو خواهي شد كه با تو مخالفت خواهند كرد و اين چيزي است كه خامنه اي به شدت از ان مي ترسد چون قبل از هر كس صلاحيت خودش كه ولي فقيه يك شبه مي باشد از بابت امتحان و محتواي فقهي و. . . زير علامت سوال است و اگر با چنين افرادي در بيافتاد، آنها مي توانند كاسه و كوزه خامنه را برسرش خراب كنند، از اين رو استفاده از اين روش براي خامنه اي گران تمام خواهد شد و اين بن بستي براي خامنه اي است چرا كه اگر عده مشخصي كانديد شوند و شوراي نگهبان آنها را رد كند و بايد با آخوندهايي همچون وحيدي كه مجتهد بودن آنها را تاييد كرده يا مي كند در بيافتد و اين اساسا به نفع خامنه اي نيست
دستگاه سركوب و به كارگيري آن در امر انتخابات
- يكي از اهرم هاي خامنه اي براي حذف رقبا، دستگاه سركوب است
- خامنه اي دستگاه به هم پيوسته و كاملي براي سركوب تحت نظارت مستقيم خود ساخته است اين دستگاه عبارت است از قوه قضاييه، سپاه و بسيج (نيروي نظامي سركوبگر) و سازمان اطلاعات سپاه . خامنه اي براي كنترل باز هم بيشتر و به ويژه كنترل بر وزارت اطلاعات كه اهرمي در دست دولت است، يك دفتر ويژه با مسئوليت آخوند حجازي درست كرده است اين دفتر كليه فعاليت هاي سپاه ، نيروي قدس و وزارت اطلاعات را كنترل مي كند، اخيرا آخوند علوي كه وزير اطلاعات روحاني است گفته بود كه خامنه اي حتي به روحاني اجازه نمي دهد كه كادرهاي وزارت اطلاعات تغييري بدهد و هر جابجايي و تغيير و تحولي در وزارت اطلاعات بايد تماما زير نظر خود خامنه اي باشد. به اين ترتيب خامنه اي يك دستگاه مطلق و بي شكاف سركوب درست كرده است و تمامي اهرم هاي آن را نيز در كنترل مستقيم خودش نگهداشته است و با اين اهرم رقباي خودش را از صحنه حذف مي كند
بحث «نفوذ» و كاربرد آن در انتخابات
- يكي از اهرم هايي كه خامنه اي در اين انتخابات براي حذف كانديداهاي رقيب و از دور خارج كردن طرف مقابل علم كرده است؛ بحث «نفوذ» است و با زدن مارك «نفوذي» اقدام به قلع و قمع و حذف رقيب مي كند؛ خامنهای از جمله گفته است: «نیت آنها (آمریکا) این بود که از این مذاکرات و از این توافق وسیلهیی پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور، ما این راه را بستیم و این راه را بهطور قاطع خواهیم بست». همچنين گفته است: «نه نفوذ اقتصادی آمریکاییها را… نه نفوذ سیاسی آنها نه حضور سیاسی آنها، نه نفوذ فرهنگی آنها را اجازه نخواهیم داد و با همه توان… مقابله خواهیم کرد». يكي از رسانه هاي باند خامنه اي صريح تر مي نويسد: «کسانی که بعضاً در کسوت چهرههای نخبه(رفسنجانی) هستند ، نجات از وضعیت فعلی را در یک راه خلاصه میبینند و آن، عبارت است از برقراری رابطه با ایالات متحده و برخورداری از حمایتهای این کشور؛ این افراد یا باید هدایت شوند یا دستشان از مناصب، پستها، تریبونها، عرصههای مدیریتی در کشور کوتاه گردد چرا که اینها ستون پنجم دشمن برای هموار کردن زمینه نفوذ آمریکا هستند». ابعاد مساله را مي توان از جملاتي كه آخوند صديقي در اين رابطه بكار برد، بيشتر فهم كرد؛ «دشمنان يك وقت يك رئيس جمهور را ميكشند، يك وقت هم در يك رئيس جمهور نفوذ ميكنند و فكرش را عوض ميكنند و تصميمش را مطابق ميل آمريكا ميكنند»
- در ادامه همين مسير، بالاخره باند خامنه اي از جنگ لفظي پا را فراتر گذاشت و وارد عمل شد و اقدام به دستگيري عناصري از باند مقابل تحت عنوان «عناصر نفوذي» كرد. روحاني گفت؛ «سپاه يك سري از اين خبرنگاران را كه به دعوت ميراث فرهنگي به ايران آمده بودند را دستگير كرده بود و دو نفر از دستگير شدگان، مهمانان رسمي دولت بودند ولي اينها را به عنوان نفوذي دستگيري كردهاند» در اين رابطه مجددا خامنه به صحنه آمد و گفت: «نفوذ خيلي مساله مهمي است بعضيها واكنش نشان مي دهند كه استفاده جناحي كردهاند، ولي هر حرفي و هر كاري كه انجام مي شود از اصل واقعيت نفوذ غفلت نشود دشمن در صدد نفوذ است من تشريح مي كنم، واقعيت فراموش نشود دشمن براي نفوذ طراحي مي كند آماج نفوذ افراد موثر وتصميم گيران وتصميم سازان آماج نفوذ هستند روي اينها كار مي شود و نفوذ خطر بزرگي است»
- بنابراين خامنه اي با چماق «نفوذ» هم راه بند مسير باند مقابل به سمت غرب است و هم تيغي است براي حذف رقيب از صحنه، يعني باند روحاني ـ رفسنجاني هدفشان از برجام باز كردن راه براي سرمايه گذاري غرب و .. بوده است ولي وقتي سرمايه گذاران مي بينند كه توسط باند مقابل هيچ امنيتي ندارند ونفراتشان كه رسما توسط دولت تحت عنوان «نفوذي» دستگير مي شوند كه هرگز حاضر به سرمايه گذاري در ايران نخواهد بود از اين رو متقابلا روحاني در صحنه حاضر شده و رو در روي خامنه اي گفت: «نبايد عده اي با كلمه نفوذ بازي كنند يا تحت عنوان نفوذ پرونده سازي كنند»
تاثير زهر اتمي در انتخابات
- اتمي يكي از سه مباني و پايه هاي استرتژيكي نظام (اتمي ـ سركوب ـ صدور تروريسم) بوده و سرمايه گذاري عظيمي در 25سال گذشته و به صورت مشخص توسط خامنه اي روي آن كرده بود، وقتي اين عقب نشيني صورت مي گيرد اولين تاثيرش اين است كه نه تنها كل نظام افت مي كند؛ بلكه به صورت دو ضرب موقعيت خامنه اي افت مي كند و حداقل آدمهاي نظام هيچ توهمي ندارند كه برجام محصول ضعف نظام و ذلت خامنه اي است كه روي زانوهاي خونين پاي ميز مذاكره رفته است و نفري كه اصلي ترين و جدي ترين ضرر را كرده است خود خامنه ايست لذا اين عقب نشيني جابجا خود را در صف آرايي سياسي و صفحه شطرنج سياسي داخلي اين نظام خودش را نشان مي دهد. هرروز سر اين موضع در درون نظام دعواست و به رغم اينكه اين موضوع بايد جمع شده باشد ولي اين طور نيست و همه روي آن حرف دارند و در هر گامي كه برداشته مي شود، شقه و جنگ باندي را شعله ورتر مي كند و اين روند در پروسه انتخابات بازهم بدتر هم خواهد شد و گام به گام كه برجام را اجرا مي كنند؛ اين جام زهر عمل مي كند و تاثيراتش در نظام بيش از پيش بارز مي شود؛ چون اتمي از مباني استراتژيك نظام بوده است
- پس اين زهر، در همه جا تاثير مي گذارد؛ بخصوص در تعادل قواي دروني نظام و ماده بالفعل آن درانتخابات بارز مي شود، چون اين نظام با مشخصه ولي فقيه تعريف و معني پيدا مي كند و به صورت مشخص ولي فقيه ضعيف شده است؛ لذا ما شاهد اوج گيري اين جنگ در انتخابات خواهيم بود و اين برخلاف تصوري است كه گفته مي شود چون «آقا» خودش گام به گام و لحظه به لحظه پشت برجام بوده است؛ پس حجت بر همه تمام است؛ خير؛ اين موضوع جمع شدني نيست وسوختي براي جنگ جناحي در ايام انتخابات بوده و باقي خواهد ماند. (معاون كميسيون امنيت مجلس گفته است كه «ما 17 نشست راهبردي سر اتمي داشتيم كه در 9نشست آن شخص خود خامنه اي حضور و شركت داشته است و خامنه اي با جزييات تمام اين موضوع را دنبال كرده است»)
نتيجه گيري و وظايف
- شايد به درستي گفته شود كه همه اين جانيان و قاتلان نظام، سر و ته يك كرباسند؛ چرا به بحث انتخابات نشسته ايد؛ همهاش بازي است؛ نتيجه كه مشخص است،اين بار هم مانند انتخابات قبلي بالاخره با هم به توافق مي رسند و با هم نان ملت را بين خود تقسيم مي كنند؛ سگ زرد برادر شغال است، ديگر مطلقا مردم باوري به اين نظام ندارند و مطلقا آنها را جدي نمي گيرند، به ما چه مربوط؛ اين دعواهاي باندي است از هر طرف شود كشته به نفع اسلام است؛ اساسا اين دعواها، جنگ زرگري و طراحي شده بين باند هاي نظام است، مردم اين انتخابات راتحريم مي كنند و كاري به كار انتخابات ندارند و
در پاسخ بايد گفت؛ از بررسي وضعيت انتخابات دقيقا مي خواهيم يك نتيجه مشخص بگيريم و اينكه اين همه تضادهاي لاينحلي كه در درون رژيم وجود دارد در پروسه انتخابات سرباز كرده و اين نشانه وضعيت نظامي است كه به آخر خط رسيده است؛ بنابراين مطلقا جنگ زرگري نيست و اين محصول رزم 37ساله مردم و مقاومت ايران و خونبهايي بسيار سنگيني است كه مردم و فرزندان و قهرمانان پيشتاز آنها طي اين سالها پرداخته اند و الان روز به بار نشست آنهاست
الان ما دراوج شرايط انقلابي در جامعه هستيم؛ چرا كه اين حاكميت ديگر نمي تواند حكومت كند و مردم هم نمي خواهند، پس اين همان شرايط انقلابي است و هرچه جلوتر برويم به نقطه جوش خود هرچه نزديك تر مي شود.
هنگامي كه نه بالا مي تواند و نه پايين قبول مي كند و مقاومت سازمان يافته آنها نيز چون شير در بيشه در كمين آنها نشسته است، يعني يك فرصت بي نظير، يعني يك فرصت تاريخي، يعني همان لحظه نادر براي قيام و انقلاب و آزادي كه بايد دراوج آمادگي در انتظارش بود و آن را به همان سمت دلخواه و نه آن سمتي كه اين يا آن باند ميخواهند؛ سوق داد.
اگر نظام آش و لاش است، اين مردم و مقاومت ايران بوده است كه آن را به اين روز انداخته اند، وضعيت در بالاي نظام نتيجه فوران تضادهاي پايين جامعه است كه در بالاي نظام ريخته است، اگر بن بستي درنظام هست نتيجه اعتراضات و خيزش هاي اجتماعي است كه در بالا ريخته است. اين مردم و مقاومت آنهاست كه با خون و رنج خود نظام را به اين روز انداخته است، حالا روز روزش است كه ضربه آخر را فرود بياوريم.
نظام در مباني استراتژيكي خودش شكست خورده است و تمام ترس و جدي ترين مرز سرخ هردو باند، قيام و مقاومت سازمان يافته ايست كه دركنار گوش آنها نشسته است، خامنه اي و رفسنجاني و روحاني بيش از همه و دقيق تر از همه مختصات و وضعيت درب و داغان خود را مي دانندو اينكه تا كجا وضعيت جامعه انفجاري است و مي ترسند كه يك موقعيت و لحظه انقلابي ايجاد شود و انتخابات امسال مي تواند يكي از لحظه هاي انقلاب و سرنگوني باشد
از اين رو نبايد در چنبره ذهنيات آلوده به عينيات اين ساليان، اين فرصت تاريخي را از دست بدهيم و آن را در عداد سالهاي قبل بگذاريم اين بهترين هديه اي است كه مي توان به دشمن داد. بايد در آمادگي و آماده باش مطلق، همچون شير كه بعضا روزها و روزها در بيشه در انتظارشكار مي نشيند، آماده بود تا وقتي «لحظه موعود آزادي» ظاهرشد؛ آن را شكار كرد و ميز انتخابات را به سمت قيام و سرنگوني سمت و سو داد
از پست هاي ما در وبلاگ زير بازديد كنيد
http://mihansarboland.blogspot.com






0 comments:
Post a Comment