جان کری اعلام كرد؛ یک کشتی حامل بیش از ۱۱تن اورانیوم غنی شده ایران به روسیه اعزام شده است / در آمريكا شاهد شادماني دولت آمريكا از انتقال اورانيومهاي غني شده از ايران و ادامة اجراي برجام هستيم / باند رفسنجاني روحاني نيز آن را موفقيت و پيروزي تلقي مي كنند ولي اين موضوع از جانب باند خامنه اي با آه و اسف روبرو شده است
علت اين همه تفاوت فضا ناشي از چيست
پاسخ
دولت اوباما مي گويد: با پنبه سر اتمي نظام آخوندي را بريدم و اينكه مراحل اجراي برجام دارد با سرعت خوبي پيش مي رود و نشانه آن هم همين 11تن اورانيومي است كه از تهران راهي روسيه شده است و بعد هم اشاره مي شود به از بین رفتن زیرساخت های غنیسازی اورانیوم و از کار انداختن قلب نیروگاه اراک و مسدود كردن مسیر ساختن بمب اتمي از طريق پلوتونیوم
با توجه به اينكه در فرجام ضرر كننده اصلي طبعا ولي فقيه است، پس باند رفسنجاني روحاني نيز از بابت استمرار زهرخوران و نقشه راهي كه دارند، طبيعي است كه خوشحال بوده و اين تحويلدهي اورانيوم و. . . را پيروزي خود تلقي كنند! اين باند مي گويد: اين عقب نشيني درست است كه يك ضرر خيلي بزرگي براي نظام است ولي بعد از افشاي اتمي نظام، ديگر شرش به خير آن نمي ارزيد و اگر عقب نمي نشستيم؛ در معرض خطر جنگ و نهايتاً سرنگوني قرار مي گرفتيم و اين عقب نشيني را در خدمت حفظ و استمرار طول عمر نظام مي دانند
باند خامنه اي براي اينكه در دوران انتخابات و جنگ هژموني، سرش بي كلاه نماند، تقصير زهر خوردن و عقب نشيني خفت بار از دستاوردهاي ساليان اتمي نظام را به گردن باند رقيب مي اندازد. اين باند به رغم اينكه مي داند كه مجبور به زهر خوران و عقب نشيني بودهاند و قبل از همه و پيش از همه خامنه اي پشت اجراي آن بوده است؛ ولي با آه و افسوس مي گويند: «با از دست رفتن این ذخیره استراتژیک که تاثیر بازدارندگی جدی برای (ما) داشت، فشارهای سیاسی و حتی نظامی علیه (نظام) افزایش پيدا خواهد كرد» يعني هم چوب و هم پياز و هم صدتومان را با هم خورده ايم و در عالم واقع، تضمين بقاي خود را از دست داده ايم؛ ضعيف تلقي مي شويم؛ بايد امتيازات بعدي را همه سلسله وار بدهيم
نتيجه
شكي نيست كه اين عقب نشيني يك شكست استراتژيك براي كل نظام است همانطور كه يكي از رسانةهاي حكومتي نوشت: «ذخاير استراتژيك رژيم از دست رفت
اين عقب نشيني آسانسوري و بي دنده و ترمز به خوبي نشان مي دهد كه تا كجا اين نظام ضعيف ودرمانده و محتاج نان شب براي بقاي خويش است و اين همان چيزي است كه نظام آخوندي تلاش مي كند كه با سيلي صورت خود را سرخ نگهداشته و اين ضعف و درماندگي را از انظار دور نگهدارد و واي به روز اين نظام؛ آن گاه كه پرده ها بيافتد و دود و دم ها بخوابد و چهره درمانده اين عفريت و هيولاي آدمخوار كاغذي نمايان شود
علت اين همه تفاوت فضا ناشي از چيست
پاسخ
دولت اوباما مي گويد: با پنبه سر اتمي نظام آخوندي را بريدم و اينكه مراحل اجراي برجام دارد با سرعت خوبي پيش مي رود و نشانه آن هم همين 11تن اورانيومي است كه از تهران راهي روسيه شده است و بعد هم اشاره مي شود به از بین رفتن زیرساخت های غنیسازی اورانیوم و از کار انداختن قلب نیروگاه اراک و مسدود كردن مسیر ساختن بمب اتمي از طريق پلوتونیوم
با توجه به اينكه در فرجام ضرر كننده اصلي طبعا ولي فقيه است، پس باند رفسنجاني روحاني نيز از بابت استمرار زهرخوران و نقشه راهي كه دارند، طبيعي است كه خوشحال بوده و اين تحويلدهي اورانيوم و. . . را پيروزي خود تلقي كنند! اين باند مي گويد: اين عقب نشيني درست است كه يك ضرر خيلي بزرگي براي نظام است ولي بعد از افشاي اتمي نظام، ديگر شرش به خير آن نمي ارزيد و اگر عقب نمي نشستيم؛ در معرض خطر جنگ و نهايتاً سرنگوني قرار مي گرفتيم و اين عقب نشيني را در خدمت حفظ و استمرار طول عمر نظام مي دانند
باند خامنه اي براي اينكه در دوران انتخابات و جنگ هژموني، سرش بي كلاه نماند، تقصير زهر خوردن و عقب نشيني خفت بار از دستاوردهاي ساليان اتمي نظام را به گردن باند رقيب مي اندازد. اين باند به رغم اينكه مي داند كه مجبور به زهر خوران و عقب نشيني بودهاند و قبل از همه و پيش از همه خامنه اي پشت اجراي آن بوده است؛ ولي با آه و افسوس مي گويند: «با از دست رفتن این ذخیره استراتژیک که تاثیر بازدارندگی جدی برای (ما) داشت، فشارهای سیاسی و حتی نظامی علیه (نظام) افزایش پيدا خواهد كرد» يعني هم چوب و هم پياز و هم صدتومان را با هم خورده ايم و در عالم واقع، تضمين بقاي خود را از دست داده ايم؛ ضعيف تلقي مي شويم؛ بايد امتيازات بعدي را همه سلسله وار بدهيم
نتيجه
شكي نيست كه اين عقب نشيني يك شكست استراتژيك براي كل نظام است همانطور كه يكي از رسانةهاي حكومتي نوشت: «ذخاير استراتژيك رژيم از دست رفت
اين عقب نشيني آسانسوري و بي دنده و ترمز به خوبي نشان مي دهد كه تا كجا اين نظام ضعيف ودرمانده و محتاج نان شب براي بقاي خويش است و اين همان چيزي است كه نظام آخوندي تلاش مي كند كه با سيلي صورت خود را سرخ نگهداشته و اين ضعف و درماندگي را از انظار دور نگهدارد و واي به روز اين نظام؛ آن گاه كه پرده ها بيافتد و دود و دم ها بخوابد و چهره درمانده اين عفريت و هيولاي آدمخوار كاغذي نمايان شود






0 comments:
Post a Comment